آیا می‌دانید که ۷۳٪ از مشتریان سازمان‌های شما در طول فرآیند خرید، با بیش از ۵ بخش مختلف از فرآیندهای End-to-End تعامل دارند؟

تصور کنید مشتری شما برای خرید محصولی ابتدا با بخش فروش تماس می‌گیرد، سپس به واحد فنی ارجاع داده می‌شود، پس از آن باید با حسابداری هماهنگ کند، سفارش را به انبار بدهد و در نهایت از پشتیبانی پیگیری کند. این مسیر پرپیچ‌وخم نه تنها تجربه مشتری را خراب می‌کند، بلکه هزینه‌های عملیاتی شما را تا ۴۰٪ افزایش می‌دهد.

در دنیای امروز، مشتریان انتظار تجربه‌ای یکپارچه و روان دارند – از همان لحظه‌ای که نیاز خود را کشف می‌کنند تا زمانی که کاملاً راضی از خدمات شما می‌شوند. این دقیقاً همان چیزی است که طراحی فرآیند End-to-End برای شما فراهم می‌کند.

فرآیند End-to-End چیست و چرا حیاتی است؟

فرآیند End-to-End به معنای نگاه یکپارچه به مسیر کاملی است که از نقطه شروع نیاز مشتری تا رضایت نهایی او کشیده می‌شود. برخلاف رویکرد سنتی که هر بخش را جداگانه بررسی می‌کند، این نگاه کل سازمان را به عنوان یک اکوسیستم یکپارچه در نظر می‌گیرد.

در عصر دیجیتالی که رقابت شدت یافته، سازمان‌هایی برنده هستند که توانایی ارائه تجربه یکپارچه و روان به مشتریان خود را دارند. شرکت‌هایی مانند آمازون، زاپوس و در ایران دیجی‌کالا، موفقیت خود را مدیون همین رویکرد End-to-End هستند.

چالش‌های رایج سازمان‌ها در نبود رویکرد End-to-End

۱. جزیره‌سازی عملیاتی (Operational Silos)

بیشتر سازمان‌ها دچار مشکل “جزیره‌سازی” هستند. هر بخش در حبابی از اهداف و معیارهای خود زندگی می‌کند. مثلاً بخش فروش روی تعداد لیدها تمرکز دارد، اما بخش تولید نمی‌تواند با سرعت مناسب پاسخ دهد. نتیجه؟ مشتری ناراضی و از دست رفتن فرصت‌های طلایی.

۲. اتلاف زمان و منابع در انتقال‌ها

یکی از مدیران یک شرکت تولیدی به من گفت: “ما در انتقال پرونده‌ها بین بخش‌ها، روزانه ۳ ساعت کاری می‌بازیم.” این اتلاف وقت و هزینه، محصول نهایی رقابت‌پذیری سازمان را از بین می‌برد.

۳. عدم شفافیت و پاسخگویی

وقتی مشتری شکایتی دارد، معمولاً هیچ‌کس نمی‌داند مسئولیت کجاست. مشتری از این پیله به آن پیله فرستاده می‌شود تا سرانجام یا کلافه می‌شود یا رقیب شما را انتخاب می‌کند.

۴. تکرار کارها و عدم هماهنگی

چند بار مشتری باید اطلاعات خود را به بخش‌های مختلف شما بدهد؟ این تکرارها نه تنها تجربه بدی خلق می‌کند، بلکه احتمال خطا را نیز افزایش می‌دهد.

۵. عدم دسترسی به داده‌های یکپارچه

تصمیم‌گیری‌های استراتژیک نیاز به نگاه جامع دارد، اما وقتی هر بخش در سیستم جداگانه‌ای کار می‌کند، دستیابی به این نگاه کلان غیرممکن می‌شود.

چارچوب ۵ گامه طراحی فرآیند End-to-End

گام ۱: شفاف‌سازی هدف و محدوده

هدف این گام: قبل از شروع، باید دقیقاً بدانیم کجا می‌خواهیم برسیم و چه مسیری را در نظر داریم.

تکنیک‌های کلیدی:

  • تعریف Customer Journey: مسیر کامل مشتری را از ابتدا تا انتها ترسیم کنید
  • مشخص کردن نقاط شروع و پایان: معمولاً نقطه شروع “نیاز مشتری” و نقطه پایان “رضایت کامل او” است
  • تعیین KPIهای کلیدی: مثل زمان پاسخگویی، رضایت مشتری، هزینه فرآیند

ابزار پیشنهادی: از تکنیک SMART Goals استفاده کنید تا اهداف شما Specific, Measurable, Achievable, Relevant و Time-bound باشد.

مثال عملی: برای فرآیند “خرید آنلاین تا تحویل”:

  • نقطه شروع: ورود مشتری به وبسایت
  • نقطه پایان: تحویل محصول و تأیید رضایت
  • KPI اصلی: کاهش زمان تحویل از ۷ روز به ۳ روز

گام ۲: شناسایی ذینفعان و نقاط تماس

هدف: شناسایی تمام افرادی که در فرآیند نقش دارند و نقاطی که فرآیند ممکن است دچار اختلال شود.

تکنیک‌های کلیدی:

  • نقشه‌برداری ذینفعان (Stakeholder Mapping): تمام بخش‌ها، افراد و سیستم‌های درگیر
  • تحلیل نقاط تماس (Touchpoint Analysis): هر جایی که مشتری با سازمان شما تعامل دارد
  • مصاحبه با کاربران نهایی: درک واقعی از چالش‌های موجود

ابزار پیشنهادی: از RACI Matrix برای مشخص کردن مسئولیت‌ها استفاده کنید:

  • Responsible (مسئول اجرا)
  • Accountable (پاسخگو)
  • Consulted (مشورت داده می‌شود)
  • Informed (اطلاع‌رسانی می‌شود)

مثال عملی: در فرآیند خرید B2B:

  • ذینفعان: مشتری، فروشنده، مدیر فروش، واحد حقوقی، انبار، حسابداری، حمل‌ونقل
  • نقاط تماس: وبسایت، تماس تلفنی، ایمیل، قرارداد، فاکتور، تحویل

گام ۳: ترسیم فرآیند فعلی (As-Is) و شناسایی مشکلات

هدف: درک دقیق از وضعیت موجود و شناسایی نقاط ضعف و فرصت‌های بهبود.

تکنیک‌های کلیدی:

  • Process Mapping: ترسیم نقشه دقیق فرآیند موجود
  • Value Stream Mapping: تمرکز روی ارزش‌آفرینی در هر مرحله
  • Root Cause Analysis: یافتن علل اصلی مشکلات

ابزارهای مفید:

  • نرم‌افزار Visio یا Lucidchart برای ترسیم
  • تکنیک ۵ Why برای یافتن علل ریشه‌ای
  • Swimlane Diagrams برای نمایش تعاملات بخش‌ها

مثال عملی: در ترسیم فرآیند صدور فاکتور:

  1. سفارش دریافت می‌شود (۱۰ دقیقه)
  2. بررسی موجودی انبار (۶۰ دقیقه – تأخیر غیرضروری)
  3. تأیید قیمت (۳۰ دقیقه)
  4. صدور فاکتور (۱۵ دقیقه)
  5. ارسال به مشتری (۱۲۰ دقیقه – نیاز به خودکارسازی)

نقاط ضعف شناسایی شده:

  • انتظار طولانی برای بررسی موجودی
  • عدم یکپارچگی سیستم‌های انبار و فروش
  • فرآیند دستی ارسال فاکتور

گام ۴: طراحی فرآیند آینده (To-Be) با نگاه یکپارچه

هدف: طراحی فرآیند بهینه که مشکلات فعلی را حل کرده و تجربه بهتری ارائه دهد.

اصول طراحی:

  • حذف مراحل غیرضروری: هر مرحله باید ارزش‌آفرین باشد
  • خودکارسازی هوشمند: کارهای تکراری را به سیستم واگذار کنید
  • یکپارچگی سیستم‌ها: اطلاعات در یک جا در دسترس باشد
  • تمرکز بر تجربه مشتری: هر تصمیمی از زاویه مشتری بررسی شود

تکنیک‌های طراحی:

  • Business Process Model and Notation (BPMN): استاندارد طراحی فرآیند
  • Lean Principles: حذف هفت نوع اتلاف
  • Design Thinking: نگاه مشتری‌محور

مثال عملی: فرآیند بهبود یافته صدور فاکتور:

  1. سفارش آنلاین ثبت می‌شود (خودکار)
  2. سیستم یکپارچه بلافاصله موجودی و قیمت را بررسی می‌کند (۲ دقیقه)
  3. فاکتور خودکار تولید و ارسال می‌شود (۱ دقیقه)
  4. SMS تأیید به مشتری ارسال می‌شود (خودکار)

نتیجه: کاهش زمان از ۲۳۵ دقیقه به ۳ دقیقه!

گام ۵: اجرای چابک و بهبود مستمر

هدف: پیاده‌سازی تدریجی و هوشمندانه فرآیند جدید با قابلیت تطبیق و بهبود مستمر.

رویکرد پیشنهادی – Agile Implementation:

  • شروع با یک بخش کوچک (Pilot Project)
  • جمع‌آوری بازخورد سریع
  • اعمال تغییرات لازم
  • گسترش تدریجی

عوامل کلیدی موفقیت:

  • مدیریت تغییر: آموزش و انگیزه‌دهی کارکنان
  • ابزارهای نظارت: داشبوردهای Real-time
  • بازخورد مستمر: از کارکنان و مشتریان
  • انعطاف‌پذیری: آمادگی برای تغییرات

مثال عملی: یک شرکت خدمات مالی فرآیند وام‌دهی خود را در ۳ فاز پیاده کرد:

  • فاز ۱: خودکارسازی ثبت درخواست (۳۰٪ کاهش زمان)
  • فاز ۲: یکپارچگی سیستم اعتبارسنجی (۵۰٪ کاهش زمان)
  • فاز ۳: داشبورد مدیریتی و هوش تجاری (۲۰٪ افزایش تصویب)

مطالعه موردی: موفقیت شرکت پگاه در بهبود فرآیند فروش B2B

طراحی فرآیندهای از ابتدا تا انتها

طراحی فرآیندهای از ابتدا تا انتها

شرکت پگاه، یکی از تولیدکنندگان بزرگ لبنیات کشور، با چالش جدی در فرآیند فروش عمده‌فروشی مواجه بود. مشتریان عمده باید مراحل پیچیده‌ای را طی می‌کردند:

وضعیت قبل از بهبود:

  • زمان ثبت سفارش: ۴۸ ساعت
  • تأیید اعتبار: ۲۴ ساعت
  • تحویل: ۷۲ ساعت
  • رضایت مشتری: ۶۵٪

نتایج پس از ۶ ماه:

  • زمان ثبت سفارش: ۵ دقیقه
  • تأیید اعتبار: ۲ دقیقه (خودکار)
  • تحویل: ۲۴ ساعت
  • رضایت مشتری: ۹۲٪
  • افزایش فروش: ۳۵٪

راه‌حل End-to-End:

  1. ایجاد پلتفرم یکپارچه B2B: مشتریان می‌توانند آنلاین سفارش دهند
  2. یکپارچگی سیستم‌های CRM و ERP: اطلاعات مشتری در دسترس تمام بخش‌ها
  3. خودکارسازی تأیید اعتبار: الگوریتم هوشمند بر اساس تاریخچه مشتری
  4. ردیابی Real-time: مشتری می‌تواند وضعیت سفارش را پیگیری کند

این موفقیت نتیجه نگاه یکپارچه به کل فرآیند و تمرکز بر تجربه مشتری بود.

ابزارها و منابع مفید

نرم‌افزارهای طراحی فرآیند:

  1. Microsoft Visio: ابزار قدرتمند و گسترده
  2. Lucidchart: پلتفرم آنلاین با قابلیت همکاری
  3. Bizagi: تخصصی برای مدل‌سازی BPMN
  4. ProcessMaker: برای اجرای فرآیندهای خودکار

ابزارهای تحلیل و بهبود:

  • Process Mining Tools مانند Celonis
  • Lean Six Sigma برای بهبود کیفیت
  • Customer Journey Mapping Tools

جمع‌بندی و دعوت به اقدام

طراحی فرآیندهای End-to-End تنها یک مفهوم تئوری نیست – این یک ضرورت استراتژیک برای بقا در بازار رقابتی امروز است. سازمان‌هایی که توانسته‌اند این نگاه یکپارچه را پیاده کنند، نه تنها تجربه بهتری به مشتریان خود ارائه داده‌اند، بلکه هزینه‌های عملیاتی خود را نیز به طور چشمگیری کاهش داده‌اند.

گام‌های عملی که امروز می‌توانید بردارید:

  1. یک فرآیند کلیدی انتخاب کنید که بیشترین تأثیر را روی مشتریان دارد
  2. تیمی متشکل از نمایندگان تمام بخش‌ها تشکیل دهید
  3. یک هفته وقت بگذارید برای ترسیم دقیق وضعیت فعلی
  4. مشکلات اصلی را اولویت‌بندی کنید و روی مهم‌ترین آن‌ها تمرکز نمایید
  5. پروژه پایلوت کوچکی برای تست ایده‌هایتان راه‌اندازی کنید

یادتان باشد: موفق‌ترین سازمان‌ها آن‌هایی هستند که از دیدگاه مشتری به خودشان نگاه می‌کنند و فرآیندهایشان را بر اساس همین نگاه طراحی می‌کنند. شما نیز می‌توانید با اعمال این چارچوب ۵ گامه، سازمان خود را به یک ماشین یکپارچه و کارآمد تبدیل کنید.

پیام نهایی:

تغییر از امروز شروع می‌شود. هر روزی که صبر کنید، رقبایتان یک گام جلوتر می‌روند. آیا آماده‌اید تا رهبری تغییر را در دست بگیرید؟

واژه‌نامه اصطلاحات کلیدی BPM

  • End-to-End Process

فرآیندی که تمام مراحل از نیاز مشتری تا رضایت نهایی او را پوشش می‌دهد

  • Business Process Management (BPM)

رویکرد سیستماتیک برای بهبود، خودکارسازی و مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار

  • As-Is Process

ترسیم وضعیت فعلی فرآیند قبل از اعمال تغییرات

  • To-Be Process

طراحی فرآیند مطلوب پس از اعمال بهبودها

  • Stakeholder

تمام افراد، بخش‌ها و سیستم‌هایی که در فرآیند نقش دارند

  • Touchpoint

نقاط تماس مشتری با سازمان در طول فرآیند

  • Process Mining

تحلیل داده‌محور فرآیندها برای شناسایی الگوها و مشکلات

پاسخ به سوالات پرتکرار (FAQ)

۱. چقدر زمان نیاز است تا یک فرآیند End-to-End طراحی شود؟

زمان مورد نیاز بستگی به پیچیدگی فرآیند و اندازه سازمان دارد. معمولاً فرآیندهای ساده ۲-۴ هفته، فرآیندهای متوسط ۲-۳ ماه و فرآیندهای پیچیده ۶-۱۲ ماه زمان می‌برند. مهم این است که با رویکرد تدریجی شروع کنید و به تدریج گسترش دهید.

۲. آیا سازمان‌های کوچک هم می‌توانند از این رویکرد استفاده کنند؟

قطعاً! در واقع سازمان‌های کوچک مزیت بیشتری دارند چون انعطاف‌پذیری بالاتر و سرعت تصمیم‌گیری بیشتری دارند. آن‌ها می‌توانند با ابزارهای ساده‌تر و کم‌هزینه شروع کنند و به تدریج پیچیدگی را افزایش دهند.

۳. بزرگ‌ترین مانع در پیاده‌سازی فرآیند End-to-End چیست؟

اصلی‌ترین مانع مقاومت در برابر تغییر است. کارکنان معمولاً به روش‌های فعلی عادت دارند و تغییر را تهدیدی برای موقعیت خود می‌بینند. راه حل این است که آن‌ها را از ابتدا در فرآیند طراحی مشارکت دهید و مزایای تغییر را برایشان روشن کنید. همچنین آموزش مناسب و پشتیبانی مستمر ضروری است.

راهنمای جامع APQC در سازمان‌ها و بانک‌ها برای شناسایی، تعریف، و بهبود فرآیندها با چارچوب APQC به همراه نمونه عملی در حوزه بانکی (اعطای وام)

چرا APQC اهمیت دارد؟

هر سازمانی بر پایه فرآیندها اداره می‌شود: مالی، منابع انسانی، زنجیره تأمین، فناوری اطلاعات، فروش و غیره.
اما این فرآیندها اغلب در واحدهای مختلف پراکنده‌اند و همین پراکندگی باعث دوباره‌کاری، اتلاف منابع و نارضایتی مشتری می‌شود.
اینجاست که چارچوب طبقه‌بندی فرآیند APQC (PCF) وارد عمل می‌شود و برای سازمان‌ها و بانک‌ها ارزشمند است.

APQC یک زبان مشترک و طبقه‌بندی استاندارد برای فرآیندهاست.
با کمک این چارچوب، سازمان‌ها می‌توانند فرآیندهای خود را شناسایی، مقایسه، استانداردسازی و در نهایت به جریان‌های انتها به انتها متصل کنند. این موضوع، اهمیت خاصی برای APQC در سازمان‌ها و بانک‌ها دارد که ده‌ها فرآیند پیچیده و به‌هم‌پیوسته دارند.

گام ۱: شناسایی فرآیندها با استفاده از APQC PCF

اولین گام، نگاشت واحدهای سازمانی به دسته‌بندی‌های APQC است.
بانک‌ها می‌توانند با مرور PCF فرآیندهای کلیدی خود را شناسایی کنند:
افتتاح حساب، اعطای تسهیلات، عملیات پرداخت، مدیریت ریسک، و خدمات مشتری. دقت به این نکته می‌تواند کاربرد APQC در سازمان‌ها و بانک‌ها را به‌خوبی روشن کند.

نمونه بانکی: فرآیند «اعطای وام» در PCF ذیل «مدیریت محصولات و خدمات مالی» و «مدیریت ریسک اعتباری» قرار می‌گیرد.
این نگاشت به بانک کمک می‌کند جایگاه فرآیند را در تصویر بزرگ‌تر ببیند.

گام ۲: تعریف مرزهای فرآیند

پس از شناسایی فرآیندها، باید مرزهای هر فرآیند تعریف شوند: نقطه شروع، نقطه پایان، و مسئولیت. این عمل در چارچوب APQC در سازمان‌ها و بانک‌ها بسیار کاربردی است.

نمونه بانکی:
– شروع: مشتری درخواست وام ثبت می‌کند.
– پایان: وجه به حساب مشتری واریز می‌شود.
– مالک فرآیند: مدیر اعتبارات یا کمیته وام.

گام ۳: اتصال فرآیندها به جریان‌های انتها به انتها

یکی از بزرگ‌ترین مزایای APQC این است که نشان می‌دهد فرآیندهای مجزا چگونه باید به یکدیگر متصل شوند و جریان ارزش ایجاد کنند.

نمونه بانکی – جریان اعطای وام انتها به انتها:

  1. دریافت درخواست وام (شعبه یا اپلیکیشن موبایل)
  2. احراز هویت و اعتبارسنجی مشتری (KYC/AML)
  3. بررسی مدارک و امتیاز اعتباری (واحد اعتبارات)
  4. تصویب وام (کمیته اعتباری)
  5. ایجاد قرارداد و مستندات حقوقی (واحد حقوقی)
  6. پرداخت وجه (واحد عملیات)
  7. مدیریت بازپرداخت اقساط (واحد مالی)

نقشه فرآیند نمونه: اعطای وام بانکی

برای درک بهتر، تصویر زیر یک نقشه ساده از جریان فرآیند اعطای وام در بانک را نمایش می‌دهد:

 

نقشه فرآیندها اعطای وام در بانک با APQC

گام ۴: مقایسه و بهبود با کمک APQC

APQC تنها یک چارچوب طبقه‌بندی نیست، بلکه داده‌های بنچمارکینگ نیز ارائه می‌دهد.
با مقایسه شاخص‌های عملکردی با استانداردهای APQC، می‌توان شکاف‌های عملکردی را پیدا کرد.

نمونه بانکی: اگر میانگین زمان بررسی وام در بانک شما ۱۰ روز باشد،
در حالی که بر اساس داده‌های APQC بانک‌های برتر این کار را در ۳ روز انجام می‌دهند،
شکاف عملکردی مشخص می‌شود. راهکار: استفاده از اتوماسیون (RPA) یا اعتبارسنجی هوشمند.

گام ۵: حاکمیت و نگهداری مدل فرآیند

مدل فرآیند مبتنی بر APQC یک پروژه یک‌باره نیست، بلکه نیاز به حاکمیت و به‌روزرسانی مستمر دارد:

  • تشکیل کمیته مدیریت فرآیند
  • تعیین مالک فرآیند برای هر حوزه (مثل وام، پرداخت، کارت)
  • بازنگری و به‌روزرسانی دوره‌ای مدل APQC

مزایای استفاده از APQC در بانک‌ها

  • استانداردسازی فرآیندها در کل شعب و واحدها
  • کاهش زمان خدمت‌رسانی به مشتری
  • بهبود تجربه مشتری و افزایش رضایت
  • کاهش هزینه‌های عملیاتی و ریسک عدم تطابق
  • آمادگی برای تحول دیجیتال بانکی (بانکداری باز، هوش مصنوعی)

جمع‌بندی

APQC تنها یک مرجع نظری نیست.
در حوزه بانکداری، با پیاده‌سازی APQC می‌توان فرآیندهایی مانند اعطای وام را از حالت تکه‌تکه و زمان‌بر خارج کرد و به یک جریان یکپارچه، سریع و شفاف تبدیل نمود.
نتیجه: بانکی چابک‌تر، رقابتی‌تر و مشتری‌محورتر. استفاده از APQC در سازمان‌ها و بانک‌ها به شما کمک می‌کند این هدف را تحقق بخشید.

مقدمه

در طراحی تجربه کاربری، «دقت بدون همدلی» یکی از چالش‌های مهمی است که بسیاری از سازمان‌ها با آن مواجه‌اند. Adrian Reed در مقاله‌ای با همین عنوان، به بررسی شکاف میان دقت فنی و وضوح انسانی در طراحی خدمات و فرآیندهای سازمانی می‌پردازد. او معتقد است که بسیاری از تجربه‌های مشتریان با زبان‌هایی طراحی شده‌اند که هیچ ارتباطی با درک واقعی کاربران ندارند. این مقاله ترجمه‌ای است از نسخه اصلی منتشرشده توسط دیجیراتی

تجربه واقعی مشتری و تأثیر زبان فنی

در طراحی تجربه کاربری، استفاده از اصطلاحات تخصصی مانند «MSISDN» به‌جای «شماره تلفن» می‌تواند باعث سردرگمی کاربران شود. Reed با مثال‌هایی از شرکت‌های بزرگ نشان می‌دهد که این نوع دقت فنی، بدون در نظر گرفتن دانش عمومی کاربران، منجر به افزایش تماس‌های پشتیبانی و نارضایتی می‌شود. این موضوع نشان می‌دهد که طراحی تجربه کاربری باید بر پایه وضوح و همدلی باشد.

دقت فنی در مقابل وضوح انسانی

Reed تأکید می‌کند که دقت در زبان زمانی مؤثر است که دانش مشترک وجود داشته باشد. در محیط‌های داخلی سازمان‌ها، استفاده از اصطلاحات تخصصی قابل قبول است، اما وقتی این زبان به سمت مشتریان منتقل می‌شود، باید با همدلی و وضوح جایگزین شود. طراحی تجربه کاربری بدون همدلی، باعث ایجاد فاصله میان سازمان و مشتری می‌شود.


آموزش مشتری یا همدلی با او؟

یکی از نکات طنزآمیز مقاله، نقد این باور اشتباه است که «باید مشتری را آموزش داد». در واقع، مشتریان انتظار همدلی دارند، نه آموزش. استفاده از زبان ساده و قابل فهم، به‌جای اصطلاحات پیچیده، تجربه بهتری برای کاربران رقم می‌زند. طراحی تجربه کاربری باید بر اساس نیازهای واقعی کاربران شکل گیرد.

نتیجه‌گیری: صدای مشتری را جدی بگیریم

برای جلوگیری از مشکلات ناشی از دقت بدون همدلی، سازمان‌ها باید صدای مشتری را در مراحل کشف، طراحی و اجرا وارد کنند. ایجاد مکانیزم‌های بازخورد، تست‌های کاربردپذیری و دادن اختیار به کارکنان خدمات مشتری برای اعمال تغییرات، از جمله راهکارهای مؤثر هستند.

📌 برای آشنایی بیشتر با اصول طراحی همدلانه، مقاله مثال BPMN از فرآیند دریافت وام را نیز مطالعه کنید.

📌 همچنین پیشنهاد می‌شود مقاله فعالیت کاربری در کاموندا را بررسی نمایید.

📚 اطلاعات منبع مقاله

این مقاله ترجمه‌ای است از نوشته‌ی Adrian Reed، مشاور ارشد در شرکت Blackmetric Business Solutions، که در زمینه تحلیل کسب‌وکار فعالیت دارد. عنوان مقاله اصلی: “Precision Without Empathy: When ‘Correct’ Isn’t ‘Clear’” تاریخ انتشار: ۱۴ جولای ۲۰۲۵ منبع: www.adrianreed.co.uk

 

تشریفات گمرکی واردات با نرم‌افزار جدید شرکت موج: یک تحول دیجیتال

تشریفات گمرکی واردات یکی از مراحل حیاتی در فرآیند تجارت بین‌المللی است. با توسعه نرم‌افزار جدید توسط شرکت موج، اکنون این فرآیند به شکلی کارآمدتر، دقیق‌تر و شفاف‌تر انجام می‌شود. این نرم‌افزار مدرن به سازمان‌ها امکان می‌دهد که تمامی مراحل از ثبت اطلاعات تا پرداخت مالیات‌ها و عوارض گمرکی را به‌صورت الکترونیکی و ساده‌تر مدیریت کنند.

در راستای تحقق شهروند الکترونیک، تمام خدمات مرتبط با ارباب رجوع اکنون از طریق سامانه تجارت انجام می‌شود. این سامانه دسترسی سریع، راحت و ایمن به خدمات گمرکی را فراهم کرده و زمان و هزینه‌های مرتبط را به طور چشمگیری کاهش داده است. از سوی دیگر، کارکنان گمرک از سامانه گمرک برای انجام وظایف خود نظیر بررسی محموله‌ها و تحلیل داده‌ها استفاده می‌کنند.

ویژگی‌های برجسته نرم‌افزار شرکت موج:

  1. کاهش زمان پردازش تشریفات گمرکی

  2. افزایش شفافیت و امنیت در فرآیندها

  3. تطابق کامل با استانداردهای جهانی

  4. پشتیبانی از اهداف دیجیتال‌سازی و شهروند الکترونیک

  5. بستر مبتنی بر Micro service و ارتباط با سامانه تجارت

  6. بستر کنترل و پیمایش فرآیندهای پیوسته گمرکی

نرم‌افزار شرکت موج با استفاده از فناوری روز، به شکل‌گیری فضای تجاری مدرن‌تر و رقابتی‌تر کمک کرده و فرصت‌های تازه‌ای برای رشد اقتصادی ایجاد کرده است. این تحول دیجیتال نه تنها به فرآیندهای گمرکی سرعت می‌بخشد بلکه بستری شفاف و امن برای مدیریت تجارت بین‌المللی فراهم می‌آورد.

دیروز، این تغییر به طور رسمی با خروج اولین محموله در سامانه جدید آغاز شد و گامی مهم در مسیر تحول دیجیتال کشور به حساب می‌آید.

اولین محموله خارج شده از گمرک

دوره متخصص حرفه‌ای مدیریت فرایند (BPM) یکی از دوره‌های آموزشی بلندمدت و کاربردی است که توسط مؤسسه کار و کسب به صورت آنلاین برگزار می‌شود. این دوره با هدف ارائه مهارت‌های جامع مدیریت فرایند از ابتدا تا انتها طراحی شده است. شرکت‌کنندگان در طول دوره ۷۰ ساعت آموزش در قالب ۲۰ جلسه ۳.۵ ساعته، بر مفاهیم، مدل‌سازی، تحلیل، و بهبود فرایندهای کسب‌وکار مسلط می‌شوند.

دوره حرفه‌ای مدیریت فرایند

از ویژگی‌های کلیدی این دوره می‌توان به پوشش استاندارد مدل‌سازی فرایند BPMN 2.0، شبیه‌سازی فرایندها با نرم‌افزار Visual Paradigm و Celonis، و استفاده از ابزارهای BPMS اشاره کرد.

همچنین، آموزش بلوغ فرایند، فرآیندکاوی، و داشبوردهای مدیریت فرایند با بهره‌گیری از نرم‌افزار Power BI، این دوره را به انتخابی مطلوب برای متخصصان مدیریت فرایند تبدیل کرده است.

این دوره برای افراد با هر سطح دانش مقدماتی مناسب است و پیش‌نیاز ندارد. شرکت‌کنندگان نه تنها دانش کاربردی لازم برای طراحی و تحلیل فرایندها را به دست می‌آورند، بلکه از پشتیبانی آموزشی، جزوات تکمیلی، و مشاهده آنلاین جلسات نیز بهره‌مند می‌شوند. در پایان، مدرک معتبر دوره از سوی مؤسسه کاروکسب ارائه می‌شود که امکان استعلام آنلاین دارد.

مدیریت فرایندهای کسب‌وکار، از مفاهیم کلیدی این دوره است که با هدف افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها، و بهبود کیفیت خدمات، راهکاری یکپارچه برای طراحی، اجرا و بهبود مستمر فرایندها ارائه می‌دهد. این دوره به افراد کمک می‌کند تا سازمان‌ها و واحدهای کسب‌وکار خود را به طور مؤثر و کارآمد مدیریت کنند و به رضایت مشتریان و سودآوری بیشتر دست یابند.

برای ثبت نام می توانید بر روی لینک زیر کلیک بفرمایید

دوره متخصص حرفه‌ای مدیریت فرایند | کار و کسب

این ویدیو امکانات مربوط به فعالیت کاربری را در Camunda BPMS بررسی کردم. در همه BPMS ها از User Task برای انتصاب کار به یک نیروی انسانی استفاده می شود این موضوع در خصوص کاموندا هم صادق می باشد.

در این ویدیوانتصاب یک User Task را به کاربران سیستم، مفهوم گروه کاندید و کاربر کانید را بررسی کرده ام. این ابزار دارای نگرشی متفاوت نسبت به سایر ابزار های می باشد سعی کرده ام این تفاوت ها را مورد بررسی قرار دهم. ادامه آن نیز اتصال فرم های Camunda form، Embedded or external form , Generated task form به آن را بررسی نموده ام.

همچنین یک Camunda form را تعریف و چگونگی ارتباط متغییر های فرآیند و فعالیت در آن را ارزیابی کرده ام. مفهوم متغییر داخلی و سراسری را با ادبیات فرآیندی تست کردم.

در نهایتم هم چالش های طراحی و مدل فرآیندی و خطا های مرسوم در طراحی یک BPMN را بررسی کرده ام.

به صورت کلی سعی کردم تمام مواردی که مربوط به یک User Task می باشد را بررسی کنم و چیزی از قلم نیفتد.

اما اگر بنظر شما بهتر است موضوعی بیشتر توضیح داده شود و یا گفته نشده است حتما در قسمت کامنت آن را مطرح بفرمایید.

این ویدیو ها هم در آپارات انتشار داده می شود و هم در یو تیوب.

با دنبال کردن من در این کانال ها می توانید از جدیدترین ویدیو ها با خبر شوید.

پلی لیست موارد مرتبط با کاموندا در یو تیوب

آدرس آموزش فعالیت کاربری در سایت کاموندا

لینک سایت

برای دانلود فایل های مرتبط با محتوای User Task می تونید بر روی هر کدام از موارد زیر کلیک بفرمایید.

فایل مربوط به فرآیند

فایل مربو به فرم Camunda form

یکی از امکانات بسیار خوب نرم افزار ویژوال پارادایم (Visual paradigm) دریافت شناسنامه فرآیند می‌باشد. خبر خوب آن است که زبان فارسی نیز در این ابزار پوشش داده می‌شود. در این ابزار به دو صورت می‌توان شناسنامه فرآیند را خروجی گرفت.

روش اول

این روش به صورت Drag and Drop یا همان کشیدن و رها کردن است. این روش خوبی برای ایجاد یک شناسنامه فرآیند می باشد ولی به دلیل آنکه زبان فارسی را کامل پشتیبانی نمی کند آن را توضیح نمی دهم.

روش دوم

در این روش شما به یک فایل ورد به عنوان تمپلیت نیاز دارید. در این فایل محل هایی که نیاز به قرار گرفتن اطلاعات از نرم افزار وجود دارد، با کدهای زبان XML مشخص می کنیم. در این مطلب سعی می‌کنم از صفر تا ۱۰۰ ایجاد یک شناسنامه فرآیند را توضیح دهم.

زمان مورد نیاز: 5 ساعت

چگونه با استفاده از نرم افزار ویژوال پارادایم شناسنامه فرآیند خروجی بگیریم؟

  1. آماده سازی فایل ورد

    همانطور که پیش‌تر گفته شد برای این روش نیاز به یک فایل ورد می‌باشد.این فایل را آن طور که تمایل دارید آماده نمایید و قسمت های ثابت آن را مقدار دهی نمایید.نمونه فایل وردی در زیر قرار دارد.
    نمونه فایل

  2. فراخوانی تمپلیت در ویژوال پارادایم

    در محیط نرم افزار بر روی Tools کلیک کرده و گزینه Doc.Composer را انتخاب می کنیم
    تولید نسخه چاپی

  3. انتخاب استفاده از تمپلیت

    در مرکز صفحه گزینه Fill-in Doc را انتخاب کرده، با این کار امکان انتخاب فایل ورد را خواهیم داشت.
    انتخاب فایل ورد ویژال پارادایم شناسنامه فرآیند

  4. انتتخاب تمپلیت آماده شده

    از طریق گزینه Choose from local drive فایل آماده شده را به سیستم ارائه نمایید.
    انتخاب فایل ورد ویژال پارادایم شناسنامه فرآیند
    همچنین در این مرحله می توانید از نمونه های آماده خود نرم افزار استفاده نمایید

  5. تکمیل کردن فرم اطلاعات

    براساس آنچه که در نسخه ورد از چه کدهای استفاده کرده باشید در این مرحله فرمی به شما نمایش می دهد که با تکمیل آن، اطلاعات مورد نظر دقیقا در مستند فرآیند جاگذاری می گردند.

    تکمیل فرم ویژوال پارادایم


بیشتر بخوانید

خطای هاله ای در مدیریت فرآیندهای کسب و کار

فایل ارائه کارگاه مدل سازی فرآیند قسمت دوم

مثال BPMN از فرآیند دریافت وام

گزارشات BAM یا پایش فعالیت های تجاری


چگونه کد بنویسیم

کدها دارای استاندارد و توابع مشخصی می باشند و کار با آنها بسیار ساده است. هر خط کد نیاز به ۵ تعریف دارد.

  1. نام تابع اصلی Digaram یا Element
  2. نام بلوکی که تعریف کردیم دلخواه بوده و صرفا در فرم ورود اطلاعات نرم افزارنمایش داده می‌شود. مثلا برای نمایش تصویر فرآیند از Process Image می‌توان استفاده کرد.
  3. قسمتی که قرار است محتوای آن استفاده شود برای مثال می خواهیم جدول RACI را قرار دهیم، یا BusinessProcessDiagram و یا جدول شرط ها (DTBDecisionTableEditorDiagram)
  4. در چه محدوده ای اطلاعات را در فرم ورود اطلاعات نرم افزار نمایش دهد. در سطح پروژه، یک عدد، همه موارد و یا در سطح یک موضوع خاص (از این گزینه صرفا در جداول می توان استفاده کرد) One | Any | LoopInProject | LoopInElement
  5. و در نهایت چه اطلاعاتی نمایش داده شود. توابعی قابل استفاده می باشد بسیار گسترده می باشند و حتی می توانید در این قسمت یک تابع جدید هم اضافه کنید.

تابع اصلی

به صورت کلی ۲ نوع تابع اصلی وجود دارد:

  • Digaram در زمانی استفاده می شود که محتوای اطلاعاتی را قرار است مستقیم در فایل ورد وارد کنیم و جدول نمی خواهیم استفاده کنیم
  • Element در زمانی استفاده می شود که محتوای اطلاعاتی را قرار است در جدول استفاده کنیم و می خواهیم به ازای هر ستون تعیین کنیم چه محتوای اطلاعاتی قرار بگیرد.

استفاده از Diagram

همانطور که گفته شد از تابع دیاگرام زمانی استفاده می شود که بخواهیم به صورت مستقیم اطلاعات را درج کنیم و از کد زیر استفاده می شود.

${DIAGRAM, “Business Process Diagrams”, “BusinessProcessDiagram”, LoopInProject, “Basic”}

توابعی که در انتهای کد قابل استفاده اند عبارت است از

Basic: صرفا عکس و توضیحاتی که برای آن نمایش داده شده باشد قابل استفاده است برای مثال اگر BusinessProcessDiagram می خواهیم داشته باشم تصویر فرآیند و توضیحاتی که برای آن دیاگرام نوشته شده است درج می گردد

Details: علاوه بر عکس کلی و درج توضیحات دیاگرام محتوای آن را نیز لیست کرده و برای هر element توضیحات آن نیز درج می گردد. برای مثال BusinessProcessDiagram علاوه بر عکس و توضیحات آن، هر فعالیت، شرط و دیگر موارد را به همراه توضیحات آنها درج می کند.

استفاده از Element

زمانی که شما در نسخه ورد از جدول استفاده می کنید و می‎خواهید در آن اطلاعات را قرار دهید از ویژگی Element استفاده می‌شود.

توضیحات ۲توضیحات ۱محتوای اصلی
استفاده از آن اختیاری می‌باشداستفاده از آن اختیاری می‌باشداستفاده از آن الزامی می‌باشد

در هر قسمت باید کد زیر مورد استفاده قرار بگیرد

${ELEMENT, “Tasks”, BPTask, LoopInProject, PROPERTY=name}

به دلیل آنکه در حال استفاده از یک Element هستیم صرفا می توانیم از لیست مواردی استفاده کنیم که مرتبط با این عنوان است. لیست موارد را از طریق اینجا می توانید مشاهده نمایید.

قسمت مربوط به Property وابسته به اطلاعاتی می باشد که قرار است در آن ستون نمایش داده شود که شامل عکس، نام، شناسه، توضیحات و هر داده دیگری می باشد که در آن element وجود دارد. برای مثال در یک فرآیند اگر بخواهیم در جدول شناسه فعالیت ها را نمایش دهیم در ستون مربوطه کد زیر را وارد می کنیم.

${ELEMENT, “Tasks”, BPTask, LoopInProject, PROPERTY=userID}

جهت کسب اطلاعات بیشتر از ویژوال پارادایم برای تولید شناسنامه فرآیند می توانید فایل زیر را مطالعه بفرمایید.

پیاده سازی eTOM یک تجربه جدید

زمانی که وارد مجموعه های‌وب شدم تجربه‌ام در استفاده از eTOM افزایش پیدا کرد و چالش‌های زیادی در تعیین فرآیندها داشتم. تصمیم گرفتم آن را با شما به اشتراک بگذارم. ابتدا کمی در خصوص مجموعه های‌وب صحبت می‌کنم.

خیلی از شما با بزرگترین ارائه کنندگان خدمات اینترنتی به نام پارس آنلاین و های وب آشنا هستید. حدود ۱ سال قبل، مجموعه پارس آنلاین با های‌وب ادغام شد و زیر مجموعه های‌وب قرار گرفت. قبل از آنکه در مجموعه های وب حضور داشته باشم، با این مجموعه آشنا بودم. در جلسات فروش نرم افزار شرکت چارگون نگرش عالی فرآیند محور این مجموعه را دیده بودم.

شرایط موجود

حدود ۳ ماه پیش زمانی که وارد این مجموعه شدم استراتژی دو شرکت با یکدیگر ادغام شده بودند. ساختار سازمانی طراحی مجدد شده بود و فرآیندهای اصلی ترکیب شده بود. فرآیندهای پشتیبانی درحال یکسان سازی بودند. تمام فرآیندهای تدوین شده بر اساس فلوچارت بود. نگاه دستورالعملی داشتند. خوانندگان آن بدون کمی و کاستی از طریق آن می توانستند مسیر ارائه خدمات را پیگیری کنند. حتی چک لیست‌ها هم در همان فلوچارت‌ها دیده شده بود. بسیار ساده طراحی شده بودند. جامع بودند. کاربردی و End2End بودند.ولی به دلیل ادغام نیاز بود، گسترش، بهینه و از همه مهمتر بازنگری و با eTOM تطبیق داده شوند.

شروع به کار

بر اساس تصمیم مدیریت قرار شد فرآیندها با نگرش Lean استخراج مجدد شود و با زبان BPMN بازطراحی صورت بگیرد. در نهایت با چارچوب eTOM تطبیق داده شوند. همچنین مشخص شود چه جاهایی نیاز به بهبود وجود دارد. از فرآیندهای فروش شروع کردیم که به نظر کمی ساده تر بودند با مالکین فرآیند جلسه برگزار کردیم. متوجه شدیم چند نوع فرآیند فروش برای محصولات مختلف وجود دارد. فرآیندها را با جلسات مصاحبه استخراج و تدوین کردیم. فرآیندها در لایه عملیات طراحی گردید.

برای نمایش زنجیره ارزش یا همان VSM از روش Happy و UnHappy استفاده کردیم و با رنگ، مسیرها را مشخص کردیم تا مدیران بتوانند به راحتی جریانی که مطلوب می باشد را ببیند و تیم تحلیل داده داشبوردهای اندازه گیری آن را طراحی و در اختیار تیم کنترل کیفیت قرار دهد. تا اینجا همه چیز همان تجربیات همیشگی بود تا تصمیم گرفتیم فرآیند را با eTOM تطبیق دهیم.

چالش ها

Enhanced Telecom Operations Map یا همان eTOM چالش های زیادی را برای ما ایجاد کرد. در طراحی فرآیندها ما نیاز داشتیم فرآیندها را در یک صفحه نمایش دهیم تا اپراتور با کمترین کلیک از ابتدا تا انتهای فرآیند را بتواند مشاهده کند. بنابراین امکان پذیر نبود به ازای هر Core Procesor یک فرآیند مجزا داشته باشیم. لذا تصمیم گرفتیم برای فرآیند لایه‌های متعدد خلق کنیم.


چگونه مشکل را حل کردیم

زمان مورد نیاز: 90 روز

در این مراحل سعی کردیم فرآیندها را با چارچوب eTOM تطبیق دهیم.

  1. تعیین دستورالعمل هر User Task

    برای آنکه بتوانیم با فعالیت های eTOM تطبیق حاصل کنیم، تصمیم گرفتیم ابتدا هر فعالیت را مشخص کنیم که دارای چه شرحی می باشد. هدف از این کار تعیین فعالیت‌هایی بود که با یکدیگر هم راستا هستند.

    شرح فعالیت ها

  2. گروه بندی کردن فعالیت‌های هم راستا

    در این مرحله فعالیت‌هایی که در یک فرآیند شرحشان به هم نزدیک بود در یک گروه قرار داده شدند و آن گروه با Core Procees های eTOM تطبیق داده شد

    گروه بندی فعالیت ها

  3. ایجاد مایلستون در فرآیند اصلی

    در مرحله بعد هر Core Process را یک مایل استون در نظر گرفتیم و فعالیت‌هایی که در یک گروه قرار داشتند را در آن مایلستون قرار دادیم. با این کار هم فرآیند را به صورت گسترده در یک نقشه داشتیم و هم eTOM را در آن می دیدیم.

    مایلستون

  4. طراحی یک فرآیند از مالیستون‌ها

    زمانی که از مایلستون‌ها صحبت می‌شود، ارتباطی بین آن‌ها وجود ندارد و صرفا طراح دارد این نکته را می رساند که شما وارد یک محدوده جدید شدید و یا ازآن محدوده در حال خروج هستید. ما نیاز داشتیم ارتباط بین این مایلستون ها را نیز، مشخص کنیم. به همین منظور یک فرآیند دیگر طراحی کردیم که صرفا ارتباط‌های Core Process ها را نمایش می‌داد و آن را در گروهی به نام لایه ۲ قرار دادیم و خود فرآیند را در گروهی به نام لایه ۳ قرار دادیم.

    لایه 2 فرآیند

  5. ایجاد سفر مشتری

    زمانی که خروجی کار را مشاهده کردیم، متوجه شدیم، می توان سفر مشتری یا همان Customer Journy را در لایه ۲ اضافه کنیم، مجددا Core process ها را دسته بندی کردیم. موارد مشابه را در یک مایلستون قرار دادیم و در یک لایه دیگر به نام لایه ۱ فرآیند سفر مشتری را خلق کردیم.سفر مشتری

امیدوارم این تجربه که حاصل تلاش یک تیم در مجموعه های‌وب است برای شما سودمند بوده باشد. خوشحال می‌شوم پیشنهادهای خود را برای من ارسال فرمایید.

سلام عرض می کنم خدمت شما عزیزان. تصمیم گرفتم در دوره های پیوسته در خصوص مدل سازی فرآیندها و مدیریت فرآیندهای کسب و کار به صورت کلیپ های جداگانه از همدیگه مطالبی را در اینستاگرام ارائه کنم. با مفاهیم مدلسازی فرآیند، فرایند کسب و کار، مفاهیم قوانین کسب و کار و قواعد و قوانینی که در مدل سازی باید لحاظ شوند تا یک فرآیند خوب و یکپارچه داشته باشیم صحبت بکنیم.

 برای امروز در خصوص خود مدیریت فرآیندهای کسب و کار صحبت می کنم. بعد درباره BPMN و یکی از المان‌های BPMN صحبت کنیم. در روزهای بعدی دیگر موارد آن را هم تعریف می کنیم. اولین موضوعی که می خوام درباره آن صحبت کنم تعریف فرایندهای کسب و کار می باشد. ابتدا ما به چیزی میگیم فرآیند که قرار است آن را مدل سازی کنیم. بعد ببینیم یک فرآیند را مدل سازی می کنیم یعنی چی؟ تعریف علمی که از فرآیندهای کسب و کار وجود دارد عبارت است از

تعریف فرآیندها

زنجیره اتفاقاتی که منجر به تصمیمات و فعالیت‌های می شود که در سطح سازمان دارد اتفاق می‌افتد. به این مجموعه ای از تصمیمات فعالیت‌ها معمولا گفته می شه فرایند.

این فعالیت ها و تصمیمات به هم وابسته هستند. سلسله مراتب دارند ترتیب اجرایی دارند همه این ویژگی‌ها به مفهوم فرآیندها خواهد بود.زمان که از فرآیند داریم صحبت می کنیم مفهوم دیگری مطرح می شود  به نام مدیریت فرآیندهای کسب و کار. چطور می توانیم این فرایند را مدیریت کنیم . مدیریت فرآیندهای کسب و کار چی هستش به این معنی هستش که

تعریف مدیریت فرآیندهای کسب و کار

به صورت دقیق نگاه کنیم این فرایند چه تاثیری در سازمان دارد و کارها به چه سبک و سیاقی انجام می شود. نتایجی که به جا میذاره چه چیزهایی هست و چه تاثیرگذاری روی پیشرفت فرصت‌های ما داخل سازمان ایفا میکنه

این مجموعه از اتفاقاتی که در حال رخ دادن هست در نهایت منجر میشه که درک کنیم ما چه فرصت‌های را از دست خواهیم داد. چه فرصت هایی برای ما به وجود خواهد آمد این تعریف علمی مدیریت فرآیندهای کسب و کار هستش.

برای BPM معمولا ابزارهای وجود دارند به نام BPMS که وظیفشون این هست بتوانند این تعریف را توسط ابزار به سازمان ارائه کنند. با استفاده از این ابزارها شما میتونید به تاثیرگذاری روی کار، شناسایی نقاط ضعف و میشه مشاهده کرد. یک فرآیند دقیقا چه شکلی کار خواهد کرد. چه اثراتی روی کار می گذارد و نتایجی که داره و به چه سبک و سیاقی هست

BPMS ها برای اینکه بتوانند کار بکنند نیازمند یک زبان هستند. نام آن BPMN است که قرار است نحوه اجرا فرآیند را معرفی کند.

مدیریت فرآیندهای کسب و کار (BPM) یک دانش از گرایش مدیریت می‌باشد و هدف آن بررسی همسو بودن نیازمندی مشتریان با اهداف و عملکرد سازمان است. در این حوزه دانشی سعی می‌شود با کنترل بر روی مسیر انجام کارها، چگونگی عملکرد، زمان آن و تعیین شخص مورد نیاز برای انجام کار، اهداف سازمان را محقق سازد و بتواند نیاز مشتری را برآورده کند.

با تعریف فوق، مدیریت فرآیندهای کسب و کار (BPM) مجموعه‌ای از اصول و قواعد مدیریتی است که فرض می‌کند، اهداف سازمانی از طریق مدیریت متمرکز بر فرآیندهای سازمان به بهترین نحو محقق خواهد شد.

معرفی مدیریت فرآیندها به عنوان حوزه‌ای از گرایش مدیریت مرتبط با سه مولفه زیر است:

  • مدیریت فرآیندهای کسب و کار، تمام قسمت‌های سازمان از کارمندان، کارشناسان، مدیران میانی و مدیران ارشد سازمان را در بر می‌گیرد و زمانی که با موفقیت به اجرا درآید با فرهنگ سازمان عجین می‌شود.
  • مدیریت فرآیندهای کسب و کار روش مشخص یا یک ابزار نیست تا هر سازمانی بتواند از آن استفاده کند؛ بلکه مجموعه‌ای از دانش مبتنی بر اصول و تجارب برای راهبری سازمان است.
  • این حوزه دانش در سازمان های انتفاعی و غیر انتفاعی یا دولتی با هدف کنترل منابع کسب و کار به سوی اهداف استراتژیک، کاربرد دارد.

جانیل هیل محقق پژوهشی گارتنر در زمینه مدیریت معتقد است:

در صورتی که مدیریت فرآیندهای کسب و کار با موفقیت پیاده سازی شود، به یک قابلیت کلیدی درون سازمانی تبدیل می‌گردد.

جهت ایجاد مدیریت موثر فرآیندهای کسب و کار، نیاز است یک سازمان، افراد، فرآیندها و فناوری لازم برای این کار را داشته باشد.

لذا لازم است در یک سازمان:

  • فرآیندها شناسایی شوند:
    • این فرآیندها شامل فرآیندهای فعلی سازمان می‌باشد.
    • نیاز است تعیین گردد فرآیندها در کدام گروه از فرآیندهای اصلی، پشتیبانی و یا مدیریتی قرار می‌گیرد.
    • فرآیندها باید به نحوی تدوین شوند که با تغییرات داخلی و بیرونی بتوان آن را بهبود مستمر داد.
  • نیاز به ایجاد و یا تعیین نقش افراد در مدیریت فرآیندها می‌باشد که این نقش‌ها شامل موارد زیر است.
    • مالک فرآیند مسئول اجرای فرآیند و همچنین تضمین کننده ایجاد ارزش در فرآیندهای e2e است.
    • تحلیل‌گران فرآیند مسئول ایجاد، استقرار و کنترل و بهبود فرآیند هستند.
    • معمار فرآیند مسئول شناسای و طراحی فرآیند را به عهده دارد.
  • جهت پشتیبانی از فرآیندها وجود فناوری لازم است. حداقل کاربرد فناوری به شرح زیر است:
    • مدل‌سازی فرآیند‌ها مبتنی بر یک زبان مدل‌سازی استاندارد باشد. مانند BPMN
    • تعریف فرآیند مبتنی بر ساختار سازمان و فرهنگ سازمان باشد.
    • قابلیت بررسی و کنترل فرآیند وجود داشته باشد.
    • مدیریت و کنترل تغییرات در سازمان امکان پذیر باشد.

در صورت تحقق موارد فوق می‌توان متصور یک سازمان فرآیند محور بود که اهداف خود را می‌تواند با نیاز مشتریان همسو کند و هر زمان که نیاز مشتری تغییر کرد با حداقل چالش تغییرات لازم را در تحقق آن ایجاد نمایند.

حال اگر متصور یک فرآیند شویم که قرار است نیاز مشتری را برآورده سازد احتمالا با چرخه زیر روبرو خواهیم شد.

چرخه تحویل سفارش BPM
شکل ۱: چرخه فرآیند سازمان

با توجه به چرخه فوق می توان گفت:

  • تمام سازمان‌ها بر اساس کالا و یا خدمات خود برای مشتریان ارزش آفرینی می‌کنند
  • فرآیند‌های سازمان، ابزار و یا روش‌هایی هستند که منجر به ایجاد کالا و یا ارائه خدمات می‌شود.
  • در نتیجه تمام اهداف سازمان باید از ایجاد ارزش برای مشتری نشات بگیرد.


اگر این چرخه را در سطح یک سازمان تعمیم دهیم می‌توان هر واحد را یک سازمان در نظر گرفت که مشتریان آن واحد‌های دیگر هستند و خود نیز مشتری واحد دیگر است. به فرآیند تولید دارو زیر توجه فرمایید.

فرآیند تولید دارو BPM
َشکل ۲: فرآیند تولید دارو

در شکل فوق مشتری واحد تولید، واحد فروش می‌باشد و خود آن مشتری واحد لجستیک می‌باشد. در اصطلاح به این نوع نگرش، فرآیند e2e گفته می‌شود که می‌تواند ارزش دریافتی را به ارزش دیگری تبدیل نمایند و در نهایت این زنجیره ارزش تشکیل یک گروه از فرآیندها را خواهد داد که منجر به ارزشی می‌شود که مشتری انتظار دارد.

به صورت کلی هدف مدیریت فرآیندهای کسب و کار تضمین ایجاد ارزش مورد انتظار مشتری با ایجاد فرآیندهای e2e ، کنترل و ساماندهی و هماهنگی بین واحدهای مختلف سازمان است.