دست نوشته ها

هر سازمان برای رسیدن به خواسته های خود نیاز دارد به اهداف سازمانی خود برسد. در این راستا برای رسیدن به اهدافش نیازمند تعیین روال انجام کارهای متعدد می باشد. برای آنکه به بهترین نتیجه مورد نیاز دست یابد، مسیر جریان کارها باید نمایانگر ارزش اهداف باشد و به عبارت دیگر مسیر جریان انجام کارهابه صورت End2End طراحی گردد.

تا به امروز شاهد سازمان های زیادی بوده ام که تمرکز خود را بر انجام کارها گذاشته اند و خیلی وقت ها انقدر مجذوب انجام آن کار شدند تا بهترین خروجی را داشته باشد که یکی از اهداف اصلی که کسب درآمد می باشد را فراموش کرده اند. زمانی که برای بهبود فرایندها، فرآیند کاوی می کنیم متوجه می شویم فرآیندهای موجود در این مجموعه به صورت End2End نمی باشد.

فرآیندهای End2End دارای یک ویژگی مهم هستند و آن هم تمرکز بر روی سرویس می باشد

در این نوع فرآیندها، مدل ترسیم شده معمولا متشکل از مجموعه ای از فرآیندها می باشد که هدف اصلی آن ها رسیدن به یک مقصود می باشد. برای محقق شدن این موضوع تعریفی به نام سند فرآیند ایجاد شد.

در یک سند فرآیند می توان چندین فرآیند مختلف را در یک نما به نمایش گذاشت.

در یک سند فرآیند می توان ورودی و خروجی فرآیندها را ترسیم نمود تا مشخص شود نتیجه حاصله از یک فرآیند بر روی چه فرآیندهایی تاثیر گذار می باشد و سبب چه ارزشی در انجام یک فرآیند دیگر می شود.

در آخرین Workshopی که برگزار کردم از یکی از مالکین فرآیند به تشرح فرآیند جمعداری اموال پرداخت. این فرآیند به شرح زیر می باشد.

فرآیند جمعداری اموال در هر سازمان به دو دلیل انجام می شود. ابتدا بروزرسانی موجودی انبار و بدست آوردن اختلاف موجودی با اسناد حسابدری.دوم چیدمان مجدد کالا در انبار جهت حذف فضای های اضافی.

اموال دار انتهای هر سال شروع می کند به بررسی کالاهای موجود در سازمان سه حالت برای کالاها بوجود می آید یا کالا سالم است که مجدد تحویل مالک کالا می گردد یا  کالا دارای نقص است و بایستی تعمیر صورت بگیرد و یا غیر قابل استفاده هستش و باید فک برچسب شود.

از افراد حاضر در جلسه درخواست کردم به صورت گروهی فرآیند را ترسیم کنند و در نهایت خروجی کار به صورت زیر مشخص گردید.

نمونه BPMN:

[bpmn url=”https://seifmohammadi.com/wp-content/uploads/2018/07/1.bpmn”]

خروجی ارائه شده شاید با شرح مسئله قابل درک باشد ولی از نگاه یک مدل ساز فرآیند، نواقصی در طراحی وجود دارد. از جمله جمعدار اموال به ازای تمام کالای سازمان این کار را انجام می دهد و تنها یک کالا را بررسی نمی کند ولی در فرآیند ترسیم شده تنها نشان دهنده انجام یک کار می باشد برای اصلاح این فرآیند به یک فرآیندی که همه از آن برداشت مشترک داشته باشند بایستی مجموعه اتفاقاتی که به ازای هر کالا رخ می دهد در یک زیر فرآیند قرار بگیرند و فرآیند فوق به صورت زیر تغییر می کند.


بیشتر بخوانید:


[bpmn url=”https://seifmohammadi.com/wp-content/uploads/2018/07/2.bpmn”]

و در Subprocess   طراحی شده کل فرآیند انجام مربوط به کالا را در آن قرار می دهیم.

[bpmn url=”https://seifmohammadi.com/wp-content/uploads/2018/07/3.bpmn”]

جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید

مدیریت زنجیره تامین

در این ویدیو در خصوص مفاهیم Task و Event های که با Message در ارتباط هستند صحبت می کنم و شرایط فرآیند در زمانی که به این ابزار می رسند را بررسی کنم.

موفقیت فرآیند و عوامل حیاتی آن

اجرای فرآیند می تواند پروژه جامعی باشد و موفقیت فرآیند اهمیت ویژه ای دارد. زیرا در سراسر مرزهای سازمانی و عملکرد آن گسترش می یابد. در یک فرآیند همه دینفعان سازمان شامل مشتریان، مشاوران، فروشندگان وشرکای تجاری تاثیر می پذیرند. در نتیجه، روابط ذینفعان باید به عنوان بخشی از هر فرآیند اجرای پروژه موفق در نظر گرفته شود. استقرار هر پروژه منحصر بفرد می باشد. تعدادی عوامل حیاتی موفقیت یک فرآیند وجود دارد که شما باید آن برای توسعه فرآیندها در سطح سازمان نظر بگیرید.

توسعه استراتژی فرآیندها

این نقطه شروع استقرار یک فرآیند می باشد. داشتن استراتژی فرآیند که همراستا با اهداف سازمان است یکی از مهمترین عوامل حیاتی در موفقیت فرآیند است. استراتژی باید نوشته شود به طوری که شامل ساختار و رویکرد نظامند توانایی های پیاده سازی فرآیند باشد. نیازمندی آن شامل جزئیات دقیق کسب و کار است. که نشان دهنده تفاوت بین رویکرد فعلی سازمان و مزایایی که از اجرای فرآیند بدست خواهد آمد می باشد. همچنین استراتژی فرآیند چارچوب بازرخورد را ابتدا بر روی پروژه های نسبتا ساده و قابل دستیابی که دارای منافع تجاری مشخص هستند تعریف می کند.

تعهدات و توانمندسازی مشارکت کنندگان

حمایتی اجرایی قبل از اجرای یک استراتژی، فرآیند مطلق است، باید وجود داشته باشد. مهم است که مدیریت ارشد (به ویژه مدیرعامل یا مدیر اجرایی) توجه، پشتیبانی، بودجه، تعهد و زمان مورد نیاز خود را برای سازمان فراهم آورد تا مزایای واقعی فرآیند را دریافت کند. همچنین این تعهد به غلبه بر موانع سیاسی مختلفی که می تواند در طول اجرای فرآیند پیش بینی شود کمک می کند.

علاوه بر این، تعهد از مدیریت میانه نیز بسیار مهم است. زیرا بعضی از کارکنان ممکن است تغییر نقش و مسئولیت را با توجه به فرایندهای جدید یا بهبود یافته تجربه کنند. این ممکن است شامل بررسی عملکرد کارکنان از طریق اندازه گیری فرآیند، ردیابی، و برنامه ریزی ظرفیت باشد. مهم است به محض اینکه پردازش ها، نقش ها، ساختار و اندازه گیری های عملکرد و سیستم های بازخورد افراد دوباره طراحی و اجرا شدند، کارکنان اعتماد و توانمند خود برای انجام وظایف را احساس کنند. اغلب دیده می شود که اگر مدیران کلیدی به اندازه کافی درگیر نباشند. کارکنان ممکن است به دلایل مختلف (به طور معمول از ترس از دست دادن شغل خود) به فرایندهای طراحی شده توجه نکنند. مدیریت باید با هدف ایجاد محیط مناسب، به طوری که هر کس دارای انعطاف پذیری برای انجام کار در بهترین حالت است تاکید داشته باشد.


بیشتر بخوانید

تسهیل معماری فرآیند

نهادینه ساختن یک معماری فرایند، که سازمان را به وسیله طبقه بندی فرآیندهای آن سازمان ارائه می دهد. کمک می کند تا حداکثر مزایای فرآیند در مدت زمان طولانی را تضمین کند. این معماری باید مجموعه ای از فعالیت های توافق شده و دستورالعمل های فرآیند را که توسط سازمان برای عرضه محصولات و خدمات خود استفاده می شود، فراهم کند. در آینده درباره معماری فرآیندها توضیح خواهم داد.

تغییر مدیریت موثر از طریق کارکنان

تقریبا همیشه فرآیندها روابط نزدیکی با افراد و تکنولوژی دارند. ترجیحا افرادی که برای اجرای فرآیند مجاز شده اند “در هیئت مدیره” باشند و از این پروژه پشتیبانی می کنند. تحقیقات نشان داده است که مدیریت تغییر کارکنان می تواند از ۲۵ تا ۳۵ درصد زمان، هزینه و تلاش پروژه را اشغال کند. بنابراین ضروری است که تیمی که مسئول اجرای فرآیند می باشد، وقت و تلاش مناسب را در زمینه تغییر مدیریت کارکنان انجام دهد.

استقرار فرآیند حاکمیت

هیچ پروژه پیاده سازی فرآیند بدون یک مدل حاکمیت مناسب در اطراف آن موفق نمی شود. سازمانهایی باید یک گروه حاکمیت خنثی جهت تنظیم فعالیت های اولویت بندی، افزایش تعهدات و ایجاد نظارت موثر داشته باشند. در این مثال، برخی از سازمان ها تصمیم می گیرند یک کار گروه را بسازند. معمولا نام آن را “هیئت حاکم” می گذارند. بهتر است مدیرعامل یا نماینده مدیر عامل و مدیر اجرایی در آن باشند.

امروزه تعداد سازمان‌هایی که فرآیندهای اصلی خود را مشتری‌محور می‌کنند، روزبه‌روز در حال افزایش است. به همین دلیل، محبوبیت استقرار و اتخاذ مدیریت فرآیندهای کسب‌و‌کار (BPM) به طور طبیعی رشد چشمگیری دارد. ارزش اصلی BPM ارائه راهکارهایی برای سازماندهی بهتر خدمات و محصولات است. این سیستم به سازمان‌ها کمک می‌کند تا با تلاش کمتر، کیفیت بالاتر و هزینه پایین‌تر به اهداف خود برسند.

به طور معمول، BPM بر سه مزیت اصلی تمرکز دارد: بهره‌وری، کارآیی و چابکی.

آمار و ارقام؛ اثربخشی مالی و استراتژیک BPM

یک مطالعه توسط موسسه گارتنر (Gartner) نشان داد که با اجرای BPM، ۷۸ درصد از سازمان‌ها حداقل ۱۵ درصد بیشتر از سایر رقبای خود بازگشت سرمایه (ROI) داشته‌اند.

مزایای مالی تنها بخشی از دستاوردهای این متدولوژی است. سازمان‌های فرآیندمحور موفق شده‌اند خطاهای کاری را کاهش دهند، سطح خدمات خود را بهبود بخشند و شفافیت عملیاتی را به شدت افزایش دهند.

در حالی که مزایای اولیه مرتبط با BPM در قالب کاهش هزینه‌های عملیاتی خود را نشان می‌دهد، سازمان‌های پیشرو از استانداردهای BPM برای دستیابی به اهداف استراتژیک و بلندمدت استفاده می‌کنند.


۱۰ مورد از مهم‌ترین مزایای BPM برای سازمان‌ها

در سطح کلان، استقرار مدیریت فرآیندهای کسب‌و‌کار مزایای زیر را برای سازمان به همراه دارد:

۱. صرفه‌جویی در زمان و هزینه‌ها

BPM به شناسایی فرآیندهای موازی، ناکارآمد و حذف کارهای تکراری کمک می‌کند. با استانداردسازی فرآیندها، سازمان‌ها هزینه‌های عملیاتی خود را کاهش می‌دهند. فرآیندهای استاندارد، بهترین گزینه‌ها برای اتوماسیون (مانند ابزارهای BPMS یا n8n) هستند. این رویکرد با رفع گلوگاه‌ها، سرعت گردش کار را افزایش داده و در نهایت سودآوری را بهبود می‌بخشد.

۲. بهبود چابکی کسب‌و‌کار (Business Agility)

BPM توانایی سازمان را در شناسایی سریع فرصت‌ها و تهدیدها افزایش می‌دهد. این سیستم به اولویت‌بندی استراتژی‌ها برای پاسخگویی سریع به بازار کمک می‌کند. در شرایط اقتصادی ناپایدار، سازمان‌های چابک می‌توانند فرآیندها و خدمات خود را به سرعت بازنگری کنند. همچنین زمان عرضه محصولات جدید به بازار (Time to Market) در این سازمان‌ها به شدت کاهش می‌یابد.

۳. توسعه هوش تجاری پیشرفته (BI)

با ثبت دقیق و نظارت بر فرآیندها، BPM امکان ردیابی اطلاعات کلیدی را فراهم می‌کند. گزارش‌های حاصل از سیستم‌های فرآیندی، بینش عمیقی از عملکرد سازمان به مدیران ارشد ارائه می‌دهد. دسترسی به داده‌های دقیق و به‌موقع، تصمیم‌گیری‌های حساس مدیریتی را تسهیل می‌کند.

۴. ارتقای پاسخگویی عملیاتی

BPM با ایجاد امکان ردیابی و نظارت بر بودجه‌ها و خروجی‌ها، مسئولیت‌پذیری را در تمام بخش‌های سازمان بالا می‌برد. مستندسازی فعالیت‌ها به ایجاد یک سیستم کنترل داخلی (چک و بالانس) کمک کرده و احتمال تقلب، خطا یا هدررفت منابع را به حداقل می‌رساند.

۵. ایجاد بستر بهبود مستمر (CPI)

مدیریت فرآیندها محیطی پویا برای بهبود مستمر ایجاد می‌کند. BPM اجرای فازهای بهبود را تسهیل کرده و فرآیندهای دستی را به سمت اتوماسیون سوق می‌دهد. اتوماسیون فرآیندها زمان مدیریت کارها را کاهش داده و سرعت و دقت اجرای آن‌ها را به شدت بالا می‌برد.

نکته کلیدی: سازمان‌های موفق معمولاً به صورت تدریجی و گام‌به‌گام سیستم‌های غیرکارآمد خود را شناسایی و حذف می‌کنند.

۶. انطباق کامل با قوانین و مقررات (Compliance)

در بازار امروز، قوانین دولتی و حاکمیتی متعددی وجود دارد که سازمان‌ها ملزم به رعایت آن‌ها هستند. پیاده‌سازی موفق BPM، کنترل‌های لازم را در تمام سطوح فرآیند ادغام می‌کند. با تعریف واضح روش‌ها، سیاست‌ها و ابزارها در سراسر شرکت، همواره «یک نسخه واحد از حقیقت» وجود خواهد داشت که از جریمه‌های سنگین عدم انطباق جلوگیری می‌کند.

۷. اندازه‌گیری مؤثر عملکرد

تام دی‌مارکو (دانشمند و مهندس علوم کامپیوتر) می‌گوید:

«شما نمی‌توانید چیزی را که نمی‌توانید اندازه‌گیری کنید، کنترل کنید.»

BPM تلاش می‌کند تا خروجی‌ها، هزینه‌ها، زمان چرخه و کیفیت را با استفاده از متدولوژی‌هایی مانند Lean و Six Sigma بسنجد. اندازه‌گیری مؤثر، حلقه بازخورد را در چرخه مدیریت فرآیند تکمیل می‌کند و اطلاعات حیاتی را برای بهبودهای بعدی در اختیار مدیران قرار می‌دهد.

۸. مدیریت ریسک هوشمندانه

مدیریت ریسک بخش جدایی‌ناپذیر از هر فرآیند استاندارد است. در متدولوژی BPM، تحلیلگران فرآیند تمامی مستندات را از منظر ریسک ارزیابی کرده و کنترل‌های لازم را در تاروپود فرآیندها تعبیه می‌کنند. این ساختار دقیق، ریسک‌های عملیاتی سازمان را به حداقل می‌رساند.

۹. مدیریت عملیات کارآمد

سازمان‌هایی که BPM را با موفقیت پیاده‌سازی کرده‌اند، زمان چرخه کوتاه‌تر و هزینه‌های کمتری را تجربه می‌کنند. این سازمان‌ها قادرند حجم کار بیشتری را بدون نیاز به افزایش خطی نیروی انسانی مدیریت کنند. با حذف روش‌های سنتی و موازی‌کاری، رهبران کسب‌و‌کار درک جامعی از مسیر حرکت سازمان به دست می‌آورند.

۱۰. افزایش شفافیت و دید کلی (Visibility)

BPM با شفاف‌سازی نحوه انجام کارها، دید جامعی از ابتدا تا انتهای یک فرآیند (End-to-End) ایجاد می‌کند. کارکنان با نظارت بر عملکرد فرآیند می‌توانند به سرعت به مشکلات واکنش نشان داده و اتلاف‌ها را رفع کنند. نمایش شاخص‌ها در داشبوردهای مدیریتی به تحلیلگران فرآیند کمک می‌کند تا ریشه اصلی گلوگاه‌ها و هزینه‌های بالا را به راحتی شناسایی کنند.

بهبود یا مهندسی مجدد فرآیندها

مدت زیادی است که برای مشاوره فرآیندها در سازمان‌ها و مجموعه‌های مختلف وارد میشم و هدف این سازمان‌ها بهبود یا مهندسی مجدد فرآیندها می‌باشد. ولی در دوران دانشجویی همیشه برایم سوال بوده چرا سازمان‌ها حاضر هستند هر ساله میلیون‌ها تومان برای فرآیندهای سازمانی خود هزینه کنند و مانند خیلی از شما عزیزان که از من سوال می‌پرسید چه فرآیندی در سازمان‌ها نیاز به بهبود یا مهندسی مجدد دارند برایم سوال بود که چرا هرساله این هزینه‌ها اتفاق می‌افتد. آیا به نتیجه مطلوب نمی‌رسند؟ و یا مشاوران خوبی نداشتند؟

زمانی که به عنوان مشاور وارد سازمان‌ها شدم با دو نوع نگاه متفاوت روبرو شدم. سازمان‌های که برای انجام کارهای خود بدنبال نوآوری و تکنولوژی ( مانند استفاده نرم‌افزار بر روی موبایل‌های هوشمند) بودند. بنظر من نام آنها را سازمان‌های ابزار گرا بگذاریم بهتر است.

در سازمان‌های که برای پیشبرد اهداف خود ترجیح می دهند قوانین، فرآیندها و ضوابط سازمانی را بازنگری کنند و دقیق‌تر به نظارت کارمندان خود بپردازند تا اختلالی در رسیدن به اهداف سازمانی‌شان وارد نشود. من نام آنها را قانون‌گرا گذاشته‌ام.

سازمان‌های ابزار گرا به دنبال استفاده تکنولوژی جدید و سازمان‌های قانون‌گرا به دنبال وضع دستورالعمل جدید سازمانی هستند.

هر دو نوع سازمان معمولا از عملکرد خود رضایت دارند و به اهداف سازمانی خود می‌رسند. اما سازمان ها باید حواسشان به خطای هاله ای باشد

پس چرا سالیانه اینقدر هزینه رخ می‌دهد؟

جواب آن در شناخت صحیح فرآیند است.

برای مثال شما می خواهید بروید در کافی شاپ و قهوه بنوشید.این فرآیند دارای حداقل ۲۰ تا ۳۰ مرحله می باشد. البته به اعتقاد من.

فرآیند نوشیدن قهوه در کافی‌شاپ تنها این نیست که برویم و قهوه سفارش دهیم.

ابتدا تصمیم می گیریم قهوه بنوشیم، محل را انتخاب می کنیم، نحوه رفتن به آنجا را مشخص می کنیم. لباس می‌پوشیم و …


بیشتر بخوانید:


بنظر من نوع نگاه به فرآیند تاثیر بسیار زیادی در نحوه تعیین اجرای آن دارد. اگر بخواهیم این موضوع را در سطح سازمان گسترش دهیم، فرآیندهای بسیار پیچیده ای وجود خواهند داشت که نگاه صحیحی به آنها نداشته‌ایم. لذا زمانی که می خواهیم آنها را پیاده سازی کنیم ممکن است مواردی را در نظر نگیریم و این سبب می شود، هر ساله سازمان ها هزینه تکراری برای بهبود فرآیندهای خود داشته باشند.

از این امر نمی‌توان اجتناب کرد، ولی می توان هزینه آن را تا حد زیادی کاهش داد. برای این موضوع روش‌های استانداری طراحی شده . یکی از آنها که من علاقه زیادی به آن دارم زاکمن هستش.

زاکمن سعی دارد با مرحله به مرحله کردن استخراج فرآیندها چیزی را از قلم نیندازد و حداکثر شناخت از فرآیند را ایجاد کند

به تجربه دیدم سازمان‌های که با شناخت کافی نسبت به اجرای فرآیندهای خود اقدام می کنند هزینه اولیه بیشتر ولی کوتاه مدت دارند و به آنچه نهایت انتظارشان است سریعتر می رسند اما در مقابل سازمان‌های که ترجیح می‌دهند تا آنجا که شناخت دارند فرآیند را پیاده سازی کنند همواره از ایده‌آل خود فاصله داشته و با هزینه اولیه کم ولی بلند مدت به آنچه می خواهند نمی رسند.

در بسیاری از سازمان‌ها، این سؤال مطرح می‌شود که چه نوع فرآیندهایی برای پیاده‌سازی در BPMS مناسب هستند؟

پاسخ کوتاه این است: تقریباً هر فرآیندی که تکرارشونده، قابل‌تعریف، قابل‌اندازه‌گیری و وابسته به جریان کار باشد، می‌تواند در BPMS پیاده‌سازی شود.

BPMS یا سیستم مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار ابزاری است که به سازمان کمک می‌کند فرآیندها را مدل‌سازی، اجرا، پایش و بهینه‌سازی کند. اما همه فرآیندها به یک اندازه برای ورود به BPMS مناسب نیستند. برای انتخاب درست، باید ابتدا ماهیت فرآیند را بشناسیم.


BPMS برای چه نوع فرآیندهایی مناسب است؟

به‌طور معمول، فرآیندهایی برای پیاده‌سازی مناسب‌تر هستند که ویژگی‌های زیر را داشته باشند:

  • تکرارشونده باشند
  • مراحل مشخص داشته باشند
  • بین چند نقش یا واحد سازمانی جابه‌جا شوند
  • نیاز به تأیید، ثبت، پیگیری یا کنترل داشته باشند
  • اجرای آن‌ها به زمان، SLA، مستندات و تصمیم‌گیری وابسته باشد
  • امکان اندازه‌گیری عملکرد در آن‌ها وجود داشته باشد

اگر یک فرآیند چند مرحله دارد، بین افراد مختلف گردش می‌کند، فرم و داده دارد، و مدیر می‌خواهد آن را رصد کند، آن فرآیند معمولاً گزینه خوبی برای پیاده‌سازی در BPMS است.


مهم‌ترین فرآیندهایی که می‌توان در BPMS پیاده‌سازی کرد

۱) فرآیندهای منابع انسانی

فرآیندهای منابع انسانی از رایج‌ترین گزینه‌ها برای استقرار هستند، چون معمولاً تکرارشونده، مبتنی بر فرم و وابسته به تأییدهای متعدد هستند.

نمونه‌ها:

  • درخواست جذب و استخدام
  • گردش رزومه و ارزیابی متقاضیان
  • فرآیند onboarding یا ورود نیروی جدید
  • درخواست مرخصی، مأموریت و اضافه‌کاری
  • ارزیابی عملکرد کارکنان
  • تسویه‌حساب و خروج کارکنان

مزیت پیاده‌سازی در BPMS:

کاهش تأخیر، حذف کاغذبازی، شفافیت وضعیت درخواست‌ها و استانداردسازی تعاملات بین منابع انسانی و سایر واحدها.


۲) فرآیندهای مالی و اداری

فرآیندهای مالی به دلیل حساسیت، نیاز به کنترل و اهمیت ثبت سوابق، از بهترین کاندیداها برای BPMS محسوب می‌شوند.

نمونه‌ها:

  • درخواست پرداخت
  • تنخواه و تسویه هزینه‌ها
  • تأیید فاکتور
  • درخواست خرید
  • بودجه‌خواهی و تخصیص بودجه
  • گردش اسناد مالی
  • ثبت و بررسی هزینه‌ها

مزیت پیاده‌سازی در BPMS:

افزایش کنترل داخلی، کاهش خطا، قابلیت رهگیری کامل و جلوگیری از گم‌شدن اسناد یا تأخیر در تصویب.


۳) فرآیندهای خرید و تدارکات

واحد خرید معمولاً با درخواست‌های متعدد، استعلام‌ها، تأییدها و تعامل با چند واحد درگیر است. به همین دلیل، BPMS در این حوزه ارزش زیادی ایجاد می‌کند.

نمونه‌ها:

  • درخواست خرید کالا یا خدمات
  • استعلام قیمت از تأمین‌کنندگان
  • ارزیابی و انتخاب فروشنده
  • ثبت سفارش خرید
  • تأیید دریافت کالا
  • ارزیابی عملکرد تأمین‌کنندگان

مزیت پیاده‌سازی در BPMS:

شفافیت در چرخه خرید، کاهش دوباره‌کاری، کنترل بهتر هزینه‌ها و ثبت تاریخچه کامل تصمیم‌ها.


۴) فرآیندهای فروش و ارتباط با مشتری

فرآیندهای مرتبط با مشتری، اگرچه گاهی در CRM مدیریت می‌شوند، اما بخش مهمی از آن‌ها را می‌توان در BPMS طراحی و کنترل کرد؛ به‌ویژه زمانی که مراحل، نقش‌ها و تصمیم‌ها پیچیده باشند.

نمونه‌ها:

  • ثبت و بررسی سرنخ فروش
  • تأیید تخفیف
  • صدور پیش‌فاکتور
  • بررسی قرارداد
  • ثبت سفارش مشتری
  • رسیدگی به شکایت مشتری
  • مدیریت درخواست خدمات پس از فروش

مزیت پیاده‌سازی در BPMS:

کاهش زمان پاسخ‌گویی، افزایش هماهنگی بین فروش، مالی و عملیات، و بهبود تجربه مشتری.


۵) فرآیندهای خدمات و پشتیبانی

فرآیندهای خدماتی معمولاً بر پایه درخواست، ارجاع، زمان پاسخ‌گویی و پیگیری اجرا می‌شوند. این ویژگی‌ها آن‌ها را برای BPMS بسیار مناسب می‌کند.

نمونه‌ها:

  • ثبت تیکت یا درخواست خدمت
  • ارجاع به کارشناس مربوطه
  • پیگیری SLA
  • رسیدگی به خرابی یا مشکل
  • درخواست خدمات داخلی سازمان
  • پشتیبانی فنی

مزیت پیاده‌سازی در BPMS:

مدیریت بهتر زمان پاسخ، شفافیت وضعیت درخواست‌ها و امکان تحلیل گلوگاه‌های خدماتی.


۶) فرآیندهای فناوری اطلاعات

واحد IT یکی از بهترین حوزه‌ها برای پیاده‌سازی است؛ چون بسیاری از فرآیندهای آن ساختارمند، تکراری و نیازمند ثبت و کنترل هستند.

نمونه‌ها:

  • درخواست دسترسی به سیستم‌ها
  • ایجاد یا حذف حساب کاربری
  • درخواست تجهیزات IT
  • مدیریت تغییرات
  • ثبت رخداد و مشکل
  • درخواست پشتیبانی نرم‌افزاری یا سخت‌افزاری

مزیت پیاده‌سازی در BPMS:

افزایش امنیت، کنترل دسترسی‌ها، ثبت کامل سوابق و بهبود پاسخ‌گویی تیم IT.


۷) فرآیندهای حقوقی و قراردادی

فرآیندهای حقوقی معمولاً نیازمند بررسی، گردش بین چند نقش، نسخه‌گذاری و ثبت مستندات هستند. این ویژگی‌ها باعث می‌شود ابزارهای اجرایی مدیریت فرآیندها در این حوزه بسیار مفید باشد.

نمونه‌ها:

  • درخواست تنظیم قرارداد
  • بررسی حقوقی قراردادها
  • تأیید مفاد قراردادی
  • پیگیری تمدید یا خاتمه قرارداد
  • ثبت و رسیدگی به دعاوی یا تعهدات حقوقی

مزیت پیاده‌سازی در BPMS:

کاهش ریسک، جلوگیری از فراموشی موعدها، نظم در مستندات و شفافیت در مسئولیت‌ها.


۸) فرآیندهای کنترل کیفیت و انطباق

در سازمان‌هایی که با استانداردها، ممیزی‌ها یا الزامات نظارتی سروکار دارند، BPMS می‌تواند ستون فقرات انضباط اجرایی باشد.

نمونه‌ها:

  • ثبت عدم انطباق
  • اقدام اصلاحی و پیشگیرانه
  • برنامه‌ریزی ممیزی داخلی
  • مدیریت ریسک
  • کنترل تغییرات
  • بررسی انطباق با استانداردها

مزیت پیاده‌سازی در BPMS:

ثبت شواهد، رهگیری اقدامات، تسهیل ممیزی و کاهش ریسک عدم انطباق.


۹) فرآیندهای عملیاتی و بین‌واحدی

فرآیندهای بین‌واحدی معمولاً بیشترین اصطکاک را در سازمان ایجاد می‌کنند، چون چند بخش مختلف در آن‌ها درگیر هستند. BPMS در اینجا نقش بسیار مهمی دارد.

نمونه‌ها:

  • راه‌اندازی شعبه یا واحد جدید
  • توسعه محصول جدید
  • مدیریت درخواست‌های بین‌واحدی
  • فرآیند تحویل پروژه
  • فرآیند هماهنگی عملیات و پشتیبانی

مزیت پیاده‌سازی در BPMS:

هماهنگی بهتر بین واحدها، کاهش ابهام، تعریف مسئولیت‌ها و ایجاد دید end-to-end.


چه فرآیندهایی برای شروع مناسب‌تر هستند؟

اگر سازمان در ابتدای مسیر استقرار BPMS قرار دارد، بهتر است با فرآیندهایی شروع کند که:

  • تعداد دفعات اجرای بالایی دارند
  • درد و نارضایتی فعلی در آن‌ها زیاد است
  • مراحل مشخص و قابل‌فهم دارند
  • ذی‌نفعان آن‌ها شناخته‌شده‌اند
  • اجرای آن‌ها سریع‌تر نتیجه می‌دهد

چند گزینه مناسب برای شروع:

  • درخواست مرخصی
  • درخواست خرید
  • درخواست پرداخت
  • رسیدگی به شکایت مشتری
  • درخواست خدمات IT
  • گردش قراردادها

این فرآیندها معمولاً Quick Win خوبی ایجاد می‌کنند و باعث می‌شوند سازمان سریع‌تر ارزش BPMS را لمس کند.


چه فرآیندهایی گزینه مناسبی برای BPMS نیستند؟

همه فعالیت‌ها را نباید وارد BPMS کرد. بعضی کارها ماهیت فرآیندیِ مناسب ندارند یا ارزش اتوماسیون آن‌ها پایین است.

نمونه‌های نامناسب یا کم‌اولویت:

  • کارهای کاملاً غیرتکراری و خلاقانه
  • فعالیت‌هایی که هنوز تعریف مشخص ندارند
  • فرآیندهایی که مالکی برای آن‌ها وجود ندارد
  • فرآیندهایی با حجم اجرای بسیار پایین و ارزش کم
  • فعالیت‌هایی که بیشتر «وظیفه فردی» هستند تا «گردش کار سازمانی»

به بیان ساده، اگر هنوز ندانید کار دقیقاً چگونه انجام می‌شود، پیاده‌سازی آن در BPMS معمولاً نتیجه خوبی نمی‌دهد.

اول باید فرآیند را تحلیل، شفاف و طراحی کرد، سپس آن را در BPMS اجرا کرد.


قبل از پیاده‌سازی فرآیند در BPMS به چه نکاتی توجه کنیم؟

پیش از انتخاب فرآیند، این سؤال‌ها را بررسی کنید:

  1. آیا این فرآیند تکرارشونده است؟
  2. آیا مراحل آن مشخص است؟
  3. آیا چند نقش یا واحد در آن درگیر هستند؟
  4. آیا تأخیر، خطا یا دوباره‌کاری در آن زیاد است؟
  5. آیا نیاز به رهگیری، گزارش‌گیری یا کنترل دارد؟
  6. آیا می‌توان برای آن KPI یا SLA تعریف کرد؟
  7. آیا مالک فرآیند مشخص است؟

هرچه پاسخ به این سؤال‌ها مثبت‌تر باشد، احتمال موفقیت فرآیند در BPMS بیشتر می‌شود.


جمع‌بندی

BPMS برای طیف گسترده‌ای از فرآیندهای سازمانی قابل‌استفاده است. از منابع انسانی و مالی گرفته تا خرید، فروش، IT، حقوقی و کنترل کیفیت، بسیاری از فرآیندها را می‌توان در این بستر طراحی و اجرا کرد.

اما نکته مهم این است که هر فرآیندی را نباید صرفاً به خاطر قابل‌اتوماسیون بودن وارد BPMS کرد. انتخاب درست زمانی اتفاق می‌افتد که سازمان فرآیندهایی را انتخاب کند که تکرارشونده، قابل‌کنترل، بین‌واحدی و دارای ارزش بهبود بالا باشند.

اگر انتخاب فرآیند درست انجام شود، BPMS فقط یک ابزار نرم‌افزاری نخواهد بود؛ بلکه به یک اهرم واقعی برای افزایش بهره‌وری، شفافیت و چابکی سازمان تبدیل می‌شود.

سوال بپرسید
فعال سازی اعلان ها تایید نه متشکرم