به همت دانشکده مدیریت دانشگاه خوارزمی دوره مدیریت فرآیندها و مدل سازی فرآیندها بر گزار گردید. در این دوره که دانشجویان و اساتید دانشگاه حضور داشتند سعی شد مفاهیم مدیریت فرآیندهای کسب و کار و چرخه فرآیند آموزش داده شود و در جلسه دوم زبان مدل سازی BPMN به علاقه مندان آموزش داده شد.

از قسمت زیر می تواند فایل های مربوطه را دریافت نمایید

در یکی از جلسات ارائه ای که در خصوص شغل های BPM داشتم همانند “کنی مور” از حاضرین پرسیدم: کسانی که معتقد هستند در حوزه BPM از کارشناسان حوزه فناوری بایستی استفاده کرد دست خود را بالا بگیرند؛ سپس تقاضا کردم از آنان که معتقد هستند از دیگر حوزه‌ها مانند صنایع بایستی استفاده کرد این کار را انجام دهند و در انتها درخواست کردم افرادی که فکر می کنند از ترکیب هر دو گروه باید استفاده کرد دست خود را بالا بگیرند.

درنتیجه متوجه شدم اتفاق نظری در مورد جایگاه و شغل های BPM وجود ندارد در این راستا تصمیم گرفتم کمی در خصوص شغل هایی که در این حوزه وجود دارد توضیحات بیشتری بدهم.

به صورت کلی در حوزه مدیریت فرآیندهای کسب و کار بیش از ۱۱۰ شغل تعریف شده است.

شغل های BPM زیر، نقش پر رنگ تری دارند که سعی کردم در خصوص این جایگاه‌های شغلی توضیح بیشتری دهم.

  • تحلیل‌گر فرآیند
  • مهندس فرآیند
  • معمار فرآیند
  • مدیر فرآیند
  • مشاور فرآیند
  • مالک فرآیند
  • تحلیل‌گر کسب‌وکار
  • تحلیل‌گر سیستم‌های کسب‌وکار
  • مدیر یا سرپرست بهبود عملکرد کسب‌وکار
  • مدیر یا سرپرست نوآوری فرآیندها
  • افسر فرآیند

تحلیل‌گر فرآیند

به صورت خلاصه وظیفه اصلی تحلیل گر فرآیند شناسایی مشکلات، فرصت ها یا خواسته هایی است که در حوزه کسب و کار وجود دارد، ارزیابی راهکارهای ممکن و ارائه طرح کلان با راهکاری مناسب، استخراج و ارائه دقیق نیازمندی های ذینفعان و به کمک آن، هدایت و نظارت فنی بر پروژه یا پروژه هایی که قرار است راهکار را محقق کند به عهده او است. حال بنا به اینکه تحلیل گر در چه حوزه کسب و کاری فعالیت می کند، باید تخصص مرتبط با آن حوزه را نیز داشته باشد.

در یک نگاه کلی

تحلیل گر فرآیند مسئول به نتیجه رسیدن محصولی است که پروژه برای آن تعریف شده است.

مهندس فرآیند

مهندسین فرآیند مسئول طراحی، اجرا، کنترل و بهینه سازی فرایندهای صنعتی، به ویژه در محصولات شیمیایی، پتروشیمی، کشاورزی، پردازش مواد معدنی، صنایع پیشرفته، مواد غذایی، دارویی و بیوتکنولوژی هستند.

مهندسین فرایند در جریان فرایند یا تولید مستمر کار قرار دارند. فرموله یا دستورالعمل مواد تشکیل دهنده را می دهند و با استفاده از واکنش شیمیایی، گرما، سرما، تخمیر و غیره را ترکیب می کنند و یا به صورت یک محصول نهایی که معمولا مایع، پودر، گاز یا جامد است کار را به نتیجه می رسانند.

در یک کارخانه تولیدی ، مهندس فرآیند به طور معمول می تواند لوله ها، پمپ ها، مخازن، دریچه های جریان، دریچه های بخار، دماسنج ها، دیگهای بخار، کشتی ها، مخازن راکتور، کوره ها، ستون های تقطیر، مبدل های حرارتی، دیگ بخار، لوله های بخار، اتوکلاو ها، روشن کننده ها، ، خشک کن های ذوب شده، کنترل کننده های منطقی برنامه (PLC ها) PID (پروتکل انتگرال مشتق) کنترل کننده ها، تسمه های نقاله و غیره را کنترل و مدیریت نماید.

معمار فرآیند

معمار فرآیند در واقع طراح فرآیند است و وظیفه دارد به گونه ای فرآیندهای کاری را تدوین نمایید که در راستای استراتژی و اهداف سازمان باشد.در این کار معمولا وظایف افراد، چارت سازمانی، ساختار نظارتی و چارچوب های رسیدن به اهداف را تعریف می کند.

معمار فرآیند

کسی است که ساختار منابع انسانی سازمان را بر اساس روال طراحی شده در فرآیند به گونه ای چیدمان می کند که به استراتژی سازمان منجر شود.

مدیر فرآیند

به طور کلی یک مدیر فرآیند ارزیابی، طراحی، اجرا، اندازه گیری، نظارت و کنترل فرآیندهای کسب و کار را به عهده دارد. آن ها کنترل می کنند تا یک فرآیند به نتیجه مطلوب برسد و موانعی که سبب می شود فرآیند به سمت نقاط بحرانی برود را شناسایی و کنترل می کنند.

یک مدیر فرآیند

در واقع تسهیل کنند اجرای یک فرآیند است

مشاور فرآیند

یک مشاور فرایند کسب و کار یک مشاور خارجی است که به تحقیقات و تجزیه و تحلیل فرایندها و سیستم های کسب و کار کمک می کند تا کسب و کار اجرا شود. هنگامی که فرآیند اجرا شده باشد، او توصیه هایی را برای بهبود این فرایندها و فعالیت ها با توجه به بهبود بهره وری کلی ارائه خواهد کرد. مشاور همچنین ممکن است در طراحی و شبیه سازی ها برای تست بهبود فرایندهای پیشنهادی شرکت کند. یک مشاور فرایند کسب و کار به طور کلی به مدیریت ارشد گزارش می دهد.

مالک فرآیند

مالک فرایند مسئولیت مدیریت و نظارت بر اهداف و عملکرد یک فرایند از طریق شاخص های عملکرد کلیدی (KPI) را عهده دار است. صاحب پروسه صاحب اختیار است که تغییرات لازم را برای دستیابی به اهداف فرآیند ایجاد کند.

تحلیل‌گر کسب‌ و کار

تحلیلگر کسب و کار مسئول تجزیه و تحلیل، تعدیل و بازسازی ابعاد مختلف کسب و کار می باشد. کسب اطمینان از خروجی بالا و راندمان مناسب کسب و کار از وظایف تحلیل گر کسب و کار است. بررسی و تحلیل خرجی کار افرادی که در هر سطح از فرآیند فعالیت دارند به عهده او می باشد

وظایف تحلیلگر سیستم های کسب و کار

  • راه حل مشکلات نرم افزار / سخت افزار کسب و کار را تعیین نماید.
  • تجزیه و تحلیل فرآیندهای کسب و کار و نوشتن مشخصات پردازش سیستم را انجام دهد.
  • شناسایی نیاز مشتریان و تعیین راهکارهای فن آوری اطلاعات جهت رفع نیاز مشتریان.

مدیر یا سرپرست بهبود عملکرد کسب‌ وکار

مدیران فرایند بهبود موقعیت یک مدیر اجرایی را دارند که در آن همه بخش های بهبود فرایند را در یک شرکت نظارت می کنند. به طور معمول، شرکت هایی که دارای بخش های متعدد هستند که باید با هم کار کنند، کارکنان بهبود فرایند را برای کمک به کارآیی عملیات استخدام خواهند کرد. این مدیران تلاش های گروه ها را هدایت می کنند، زمینه هایی را که نیاز به توجه دارد، تجزیه و تحلیل می کنند و نتایج عملکرد آنها را با مطالعه داده ها ، گزارش ها و تغییرات، تجزیه و تحلیل می کنند.

مدیر یا سرپرست نوآوری فرآیندها

سرپرست نوآوری
مدیر یا سرپرست نوآوری

نوآوری در فرآیند یک روش جدید یا به طور قابل توجهی بهبود یافته برای انجام کارها در یک کسب و کار است که به طور معمول سطوح تولید را افزایش و هزینه ها را کاهش می دهد. نوآوری در فرآیند ممکن است به شکل فرایندها یا تکنیک های جدید، تجهیزات جدید یا نرم افزار باشد.

وظیفه مدیر یا سرپرست نوآوری

کشف و ارائه راهکارهای نوین جهت افزایش بهره‌وری در سازمان می باشد.

افسر فرآیند

افسر فرآیند (CPO) یک مدیر اجرایی است که مسئول مدیریت فرآیندهای کسب و کار در بالاترین سطح یک سازمان است. ایشان معمولا به طور مستقیم به مدیرعامل یا هیئت مدیره گزارش می دهد.

از وظایف او:

  • نظارت بر فعالیت های فرآیند کسب و کار
  • مسئول تعیین قوانین، سیاست ها و اهداف یک سازمان
  • ایجاد دستورالعمل ها برای اطمینان از اینکه اهداف اصلی به دنبال استراتژی شرکت
  • ایجاد مکانیزم های کنترلی فرآیند

در هر سازمانی قرارداد بسته شده با پرسنل، دارای یک زمان مشخصی می باشد و نیاز است که قرار داد آن ها مجددا تمدید شود. به همین منظور فرآیند تمدید قرار داد در سازمان ها با معیارهای مختلفی شکل می گیرد. ولی در اکثر مشتریان ما سامانه ارزشیابی عملکرد برای تمدید قرارداد یک پرسنل تاثیر چندانی ندارد لذا در این مثال بدون ارزیابی به این فرآیند پرداخته ام.

شرح فرآیند

همان طور که در گراف فرآیندی زیر مشخص است هر مدیر تنها به پرسنل زیر مجموعه خود امتیاز می دهد. لذا نیاز است در ابتدای امر، یک تراکنش با سامانه منابع انسانی ایجاد شود، تا لیست پرسنل زیر مجموعه تولید گردد و بتوان آن را در اختیار مسئول مربوطه قرار داد. در مرحله بعدی مدیر، به تمام افراد موجود در لیست یک امتیاز می دهد و آن را برای معاونت خود ارسال می کند.

چرا از درگاه شرطی استفاده نشده است؟

بایستی توجه داشت چون مدیر در یک لیست مقدار دهی می کند نمی توان برای آن یک درگاه شرطی در نظر گرفت

لذا جهت حذف افرادی که دارای امتیاز مناسب نیستند از ابزار کد نویسی استفاده می کنیم . به این ترتیب لیست را پالایش کرده و یک لیست جدید تولید می کنیم و آن را در اختیار معاونت قرار می دهیم. معاونت هم مانند مدیر در لیست پایش کرده و به افراد امتیاز می دهد. مجددا با استفاده از ابزار کد نویسی لیست معاونت هم پایش می شود و در اختیار منابع انسانی قرار می گیرد.

فرآیند تمدید قرار داد

منابع انسانی لیست را بررسی کرده و آن را جهت درج در سامانه منابع انسانی جهت تمدید قرارداد در اختیار سیستم می گذارد. با استفاده ازابزار سرویس اطلاعات داده ها را در نرم افزار منابع انسانی درج می کنیم.در مرحله ای که اطلاعات بایستی از طریق وب سرویس انتقال یابد این سرویس انقدر باید کار کند تا تمام لیست پرسنل از طریق این وب سرویس در سامانه درج شوند.

مسیر جریان قرمز رنگ چیست؟

در این فرآیند سعی کردیم به این موضوع توجه شود که مسیر های جریان صرفا برای بیان بهتر جریان فرآیند استفاده می شوند و در سامانه هایی که قرار است این فرآیند را اجرا نمایند نقش ایفا نمی کنند.

فایل دانلود:

باکلیک بر روی لینک زیر می توانید فایل فرآیند تمدید قرار داد را دانلود نمایید.

فرآیند تمدید قرار داد


همانطور که در مثال BPMN زیر نمایش داده شده است در فرآیند دریافت وام از یک زیر فرآیند استفاده شده است و برای مدیریت زیر فرآیند از یک رویداد میانی در مرز فرآیند استفاده گردیده است.

در شروع فرآیند از یک درگاه رویداد استفاده شده است با کمک آم بررسی می شود مبلغ اقساط دریافت شده است یا خیر در صورت عدم دریافت مبلغ به مدت یک هفته از سر رسید فرآیند وارد زیر فرآیند گردیده و در آنجا بعد از اطلاع رسانی ۳۰ روز منتظر پرداخت قسط می ماند در صورت پرداخت رویداد مرزی پیام فعال می شود و سبب متوقف شدن زیر فرآیند می گردد.

مثال BPMN

نقشه فرآیند

[bpmn url=”https://seifmohammadi.com/wp-content/uploads/2019/01/getloan.bpmn”]


دریافت فایل:

جهت دریافت فایل BPMN مربوطه بر روی لینک زیر کلیک بفرمایید

مثال BPMN برای فرآیند دریافت وام

قوانین کسب و کار

در جلسات ارائه نرم افزار BPMS شرکت چارگون همواره یکی از نگرانی های مشتریان استفاده از قوانین کسب و کار می باشد که قرار است با این نرم افزار مدیریت شود این موضوع من رو ترغیب کرد تا در خصوص قوانین کسب و کار توضیحات بیشتری ارائه دهم.

قوانین کسب و کار در فرآیندهای سازمانی معمولا دارای ۳ نوع می باشد.

انواع قوانین کسب و کار

  • دسته اول قوانین کسب و کاری می باشند که مبتنی بر شرایط فرآیند می باشند. مانند آنکه اگر دمای هوا بیشتر از ۳۰ درجه گردید پنجره باز شود. مانند تصویر زیر
قوانین کسب و کار فرآیندی
قوانین کسب و کار فرآیندی

در این شرایط فرآیند وظیفه مدیریت قوانین را دارد لذا بایستی از ابزار های BPMN استفاده نمود و BPMS دیدگاه توانایی پشتیبانی از این قوانین را دارد.

  • دسته دوم قوانین جریان فرآیند می باشند. در این حالت در مسیر جریان، ورود به یک فعالیت و یا در زمان خروج از یک فعالیت نیاز است مجموعه ای از قوانین کنترل شوند که از جنس فرآیند نمی باشند و بیشتر قرار است قوانین نگهداری اطلاعات را مدیریت نمایند. مانند نمایش نام و نام خانوادگی در زمان بازشدن فرم. دراین حالت تفاوت های زیادی بین نرم افزار های موجود در بازار وجود دارد. در حال حاضر در دیدگاه از امکانات کد نویسی استفاده می شود و شما می توانید با استفاده از زبان #C این دسته از قوانین را پیاده سازی نمایید ولی در آینده ای نزدیک امکاناتی اضافه خواهد شد که شما می توانید بدون کد نویسی هم این قوانین را مدیریت نمایید.
  • دسته سوم استفاده از موتور های قوانین کسب و کار می باشد مانند فرم ثبت نام برای دانشجویان رشته صنایع ارسال شود و یا اگر دمای هوا ۳۰ درجه گردید پنجره باز شود و اگر ۴ درجه گردید بخاری روشن شود. در این حالت معمولا BPMS ها از ابزار اختصاصی با نماد زیر استفاده می کنند.
rule Business
Rule Business

این ابزار معمولا به دو روش عمل خواهد کرد

  1. روش جدول: در این حالت یک جدول وجود دارد که تعیین می کند به ازای چه مقادیر ورودی، چه نوع خروجی مورد نیاز است.
  2. روش DMN و CMMN این دو روش به دلیل گستردگی مفاهیمی که دارند در مقاله های آتی دررابطه با آنها صحبت خواهم کرد ولی جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید به لینک های زیر مراجعه نمایید.

DMN

CMMN

خطای هاله ای در مدیریت فرآیندهای کسب و کار

در جلسات مشاوره ای مدیریت فرآیندهای کسب و کار معمولا درخواست می شود، بهترین نمونه فرآیندی که تا حالا پیاده سازی کردیم را در آن مجموعه هم پیاده سازی کنیم. من نام این نیازمندی را خطای هاله ای در مدیریت فرآیندهای کسب و کار می دانم. این نیاز خیلی دور از منطق نیست. همه ما ترجیح می دهیم زمانی که یک کاری را قرار است انجام دهیم ببنیم دیگران چطور در آن کار موفق شدند.

این موضوع در صنعت کسب و کار بیشتر از حوزه فرآیندها خودنمایی می کند. سمینار های متعددی توسط افراد خاصی برگزار می شود که معتقد هستند کسب و کارهای زیادی را بررسی کردند.آن ها به این نتیجه رسیده اند برای موفقیت در یک کسب و کار چه اقداماتی باید صورت بگیرد.

فارغ از اینکه این موضوع چقدر می تواند در حوزه کسب و کار صحیح باشد، سوالی مطرح می شود. آیا این موضوع در حوزه فرآیند می تواند کمک کننده باشد یا یک خطای هاله ای می باشد؟


زمانی که ما برای تحلیل یک فرآیند در مجموعه ای حضور داریم، پیشنهادهای متفاوتی که ارائه خواهیم کرد. بر اساس اینکه فرآیند مورد نیاز قرار است برای یک سازمان تعریف شود و یا بازنگری روی آن اتفاق بیفتد متفاوت خواهد بود. درست است که یک فرآیند وابستگی بسیار زیادی به اهداف سازمان دارد ولی نمی توان فرهنگ آن مجموعه را نادیده گرفت. این موضوع در ایجاد و یا بهینه سازی یک فرآیند تاثیر بسزای دارد.

برای مثال در یک سازمان قرار است فرآیند درخواست ماموریت پیاده سازی شود. ولی در فرهنگ سازمانی مربوطه وجود تصویر امضای مدیران یک ارزش می باشد. لذا در چنین سازمانی نمی توان به راحتی فرآیندی را پیاده ساز کرد که سلسله مراتبی نباشد.

بدور از آنکه، چه اتفاقاتی برای انجام یک هدف می تواند رخ دهد. چگونگی تشخیص و میزان محقق شدن آن هدف بر اساس شاخص ها ملاک مهمی جهت تعیین فرآیند می باشد. KPIها گاهی روال انجام کارها را تغییر می دهد. حتی در زمان پیاده سازی فرآیند در نرم افزار های BPMS می تواند منطق مدل اطلاعاتی را دگرگون نماید.

مثال:

به عنوان نمونه، سازمانی را درنظر بگیرد. زمانی که یک فرد در سازمان به دلیل کم بودن حقوق درخواست ترک کار می کند شاخص رضایتمندی پرسنل کاهش پیاد می کند. وجود چنین شاخصی روال خروج از یک سازمان را تحت تاثیر قرار میدهد. ممکن است در خیلی از بنگاه های کسب و کار برای جلوگیری از کاهش نرخ شاخص، فرآیندهای پشتیبانی ایجاد نمایند.

حال مشتری را در نظر بگیریم که  دچار خطای هاله ای شده. از ما درخواست می کند یکی از فرآیندهای خوب پیاده سازی شده در زمینه جذب نیروی انسانی برای پتروشیمی ها را برای آن ها پیاده سازی نماییم. اگر بهترین نمونه نیز پیاده سازی شود با توجه به توضیحات فوق احتمالا این فرآیند در آن سازمان نتیجه بخش نخواهد بود. معمولا اجرای این نوع ار فرآیندها با شکست روبرو خواهد شد.

چه باید انجام دهیم:

پیشنهاد می دهم برای استفاده از فرآیندهای موفق به چگونگی اجرای آن ها توجه نکنیم. بلکه به شاخص هایی که کمک می کنند آن فرآیند خوب اجرا شود توجه کنیم. فارغ از اینکه چه فرآیندی می باشد آن را به صورت پیوسته طراحی کنیم.این دو مورد کمک می کند تا بتوانیم میزان اختلاف راستای فرآیند با اهداف سازمان را استخراج کنیم.

مهم این است که فرآیندهای یک سازمان با اهداف سازمان همراستا باشند.

هر چقدر بتوان یک فرآیند را بهبود داد و آن را به سمت اهداف مورد نظر نزدیک کرد می توان احتمال موفقیت یک فرآیند را افزایش داد. ولی هچیگاه یک فرآیند بدون بازنگری نمی تواند کاملا منطبق بر نیاز یک سازمان باشد.

هر سازمان برای رسیدن به خواسته های خود نیاز دارد به اهداف سازمانی خود برسد. در این راستا برای رسیدن به اهدافش نیازمند تعیین روال انجام کارهای متعدد می باشد. برای آنکه به بهترین نتیجه مورد نیاز دست یابد، مسیر جریان کارها باید نمایانگر ارزش اهداف باشد و به عبارت دیگر مسیر جریان انجام کارهابه صورت End2End طراحی گردد.

تا به امروز شاهد سازمان های زیادی بوده ام که تمرکز خود را بر انجام کارها گذاشته اند و خیلی وقت ها انقدر مجذوب انجام آن کار شدند تا بهترین خروجی را داشته باشد که یکی از اهداف اصلی که کسب درآمد می باشد را فراموش کرده اند. زمانی که برای بهبود فرایندها، فرآیند کاوی می کنیم متوجه می شویم فرآیندهای موجود در این مجموعه به صورت End2End نمی باشد.

فرآیندهای End2End دارای یک ویژگی مهم هستند و آن هم تمرکز بر روی سرویس می باشد

در این نوع فرآیندها، مدل ترسیم شده معمولا متشکل از مجموعه ای از فرآیندها می باشد که هدف اصلی آن ها رسیدن به یک مقصود می باشد. برای محقق شدن این موضوع تعریفی به نام سند فرآیند ایجاد شد.

در یک سند فرآیند می توان چندین فرآیند مختلف را در یک نما به نمایش گذاشت.

در یک سند فرآیند می توان ورودی و خروجی فرآیندها را ترسیم نمود تا مشخص شود نتیجه حاصله از یک فرآیند بر روی چه فرآیندهایی تاثیر گذار می باشد و سبب چه ارزشی در انجام یک فرآیند دیگر می شود.

جمعداری اموال

در آخرین Workshopی که برگزار کردم از یکی از مالکین فرآیند به تشرح فرآیند جمعداری اموال پرداخت. این فرآیند به شرح زیر می باشد.

فرآیند جمعداری اموال در هر سازمان به دو دلیل انجام می شود. ابتدا بروزرسانی موجودی انبار و بدست آوردن اختلاف موجودی با اسناد حسابدری.دوم چیدمان مجدد کالا در انبار جهت حذف فضای های اضافی.

اموال دار انتهای هر سال شروع می کند به بررسی کالاهای موجود در سازمان سه حالت برای کالاها بوجود می آید یا کالا سالم است که مجدد تحویل مالک کالا می گردد یا  کالا دارای نقص است و بایستی تعمیر صورت بگیرد و یا غیر قابل استفاده هستش و باید فک برچسب شود.

از افراد حاضر در جلسه درخواست کردم به صورت گروهی فرآیند را ترسیم کنند و در نهایت خروجی کار به صورت زیر مشخص گردید.

نمونه BPMN:

[bpmn url=”https://seifmohammadi.com/wp-content/uploads/2018/07/1.bpmn”]

خروجی ارائه شده شاید با شرح مسئله قابل درک باشد ولی از نگاه یک مدل ساز فرآیند، نواقصی در طراحی وجود دارد. از جمله جمعدار اموال به ازای تمام کالای سازمان این کار را انجام می دهد و تنها یک کالا را بررسی نمی کند ولی در فرآیند ترسیم شده تنها نشان دهنده انجام یک کار می باشد برای اصلاح این فرآیند به یک فرآیندی که همه از آن برداشت مشترک داشته باشند بایستی مجموعه اتفاقاتی که به ازای هر کالا رخ می دهد در یک زیر فرآیند قرار بگیرند و فرآیند فوق به صورت زیر تغییر می کند.


بیشتر بخوانید:


[bpmn url=”https://seifmohammadi.com/wp-content/uploads/2018/07/2.bpmn”]

و در Subprocess   طراحی شده کل فرآیند انجام مربوط به کالا را در آن قرار می دهیم.

[bpmn url=”https://seifmohammadi.com/wp-content/uploads/2018/07/3.bpmn”]

جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید

مدیریت زنجیره تامین

در این ویدیو در خصوص مفاهیم Task و Event های که با Message در ارتباط هستند صحبت می کنم و شرایط فرآیند در زمانی که به این ابزار می رسند را بررسی کنم.

موفقیت فرآیند و عوامل حیاتی آن

اجرای فرآیند می تواند پروژه جامعی باشد و موفقیت فرآیند اهمیت ویژه ای دارد. زیرا در سراسر مرزهای سازمانی و عملکرد آن گسترش می یابد. در یک فرآیند همه دینفعان سازمان شامل مشتریان، مشاوران، فروشندگان وشرکای تجاری تاثیر می پذیرند. در نتیجه، روابط ذینفعان باید به عنوان بخشی از هر فرآیند اجرای پروژه موفق در نظر گرفته شود. استقرار هر پروژه منحصر بفرد می باشد. تعدادی عوامل حیاتی موفقیت یک فرآیند وجود دارد که شما باید آن برای توسعه فرآیندها در سطح سازمان نظر بگیرید.

توسعه استراتژی فرآیندها

این نقطه شروع استقرار یک فرآیند می باشد. داشتن استراتژی فرآیند که همراستا با اهداف سازمان است یکی از مهمترین عوامل حیاتی در موفقیت فرآیند است. استراتژی باید نوشته شود به طوری که شامل ساختار و رویکرد نظامند توانایی های پیاده سازی فرآیند باشد. نیازمندی آن شامل جزئیات دقیق کسب و کار است. که نشان دهنده تفاوت بین رویکرد فعلی سازمان و مزایایی که از اجرای فرآیند بدست خواهد آمد می باشد. همچنین استراتژی فرآیند چارچوب بازرخورد را ابتدا بر روی پروژه های نسبتا ساده و قابل دستیابی که دارای منافع تجاری مشخص هستند تعریف می کند.

تعهدات و توانمندسازی مشارکت کنندگان

حمایتی اجرایی قبل از اجرای یک استراتژی، فرآیند مطلق است، باید وجود داشته باشد. مهم است که مدیریت ارشد (به ویژه مدیرعامل یا مدیر اجرایی) توجه، پشتیبانی، بودجه، تعهد و زمان مورد نیاز خود را برای سازمان فراهم آورد تا مزایای واقعی فرآیند را دریافت کند. همچنین این تعهد به غلبه بر موانع سیاسی مختلفی که می تواند در طول اجرای فرآیند پیش بینی شود کمک می کند.

علاوه بر این، تعهد از مدیریت میانه نیز بسیار مهم است. زیرا بعضی از کارکنان ممکن است تغییر نقش و مسئولیت را با توجه به فرایندهای جدید یا بهبود یافته تجربه کنند. این ممکن است شامل بررسی عملکرد کارکنان از طریق اندازه گیری فرآیند، ردیابی، و برنامه ریزی ظرفیت باشد. مهم است به محض اینکه پردازش ها، نقش ها، ساختار و اندازه گیری های عملکرد و سیستم های بازخورد افراد دوباره طراحی و اجرا شدند، کارکنان اعتماد و توانمند خود برای انجام وظایف را احساس کنند. اغلب دیده می شود که اگر مدیران کلیدی به اندازه کافی درگیر نباشند. کارکنان ممکن است به دلایل مختلف (به طور معمول از ترس از دست دادن شغل خود) به فرایندهای طراحی شده توجه نکنند. مدیریت باید با هدف ایجاد محیط مناسب، به طوری که هر کس دارای انعطاف پذیری برای انجام کار در بهترین حالت است تاکید داشته باشد.


بیشتر بخوانید

تسهیل معماری فرآیند

نهادینه ساختن یک معماری فرایند، که سازمان را به وسیله طبقه بندی فرآیندهای آن سازمان ارائه می دهد. کمک می کند تا حداکثر مزایای فرآیند در مدت زمان طولانی را تضمین کند. این معماری باید مجموعه ای از فعالیت های توافق شده و دستورالعمل های فرآیند را که توسط سازمان برای عرضه محصولات و خدمات خود استفاده می شود، فراهم کند. در آینده درباره معماری فرآیندها توضیح خواهم داد.

تغییر مدیریت موثر از طریق کارکنان

تقریبا همیشه فرآیندها روابط نزدیکی با افراد و تکنولوژی دارند. ترجیحا افرادی که برای اجرای فرآیند مجاز شده اند “در هیئت مدیره” باشند و از این پروژه پشتیبانی می کنند. تحقیقات نشان داده است که مدیریت تغییر کارکنان می تواند از ۲۵ تا ۳۵ درصد زمان، هزینه و تلاش پروژه را اشغال کند. بنابراین ضروری است که تیمی که مسئول اجرای فرآیند می باشد، وقت و تلاش مناسب را در زمینه تغییر مدیریت کارکنان انجام دهد.

استقرار فرآیند حاکمیت

هیچ پروژه پیاده سازی فرآیند بدون یک مدل حاکمیت مناسب در اطراف آن موفق نمی شود. سازمانهایی باید یک گروه حاکمیت خنثی جهت تنظیم فعالیت های اولویت بندی، افزایش تعهدات و ایجاد نظارت موثر داشته باشند. در این مثال، برخی از سازمان ها تصمیم می گیرند یک کار گروه را بسازند. معمولا نام آن را “هیئت حاکم” می گذارند. بهتر است مدیرعامل یا نماینده مدیر عامل و مدیر اجرایی در آن باشند.