در یکی از جلسات ارائه ای که در خصوص شغل های BPM داشتم همانند “کنی مور” از حاضرین پرسیدم: کسانی که معتقد هستند در حوزه BPM از کارشناسان حوزه فناوری بایستی استفاده کرد دست خود را بالا بگیرند؛ سپس تقاضا کردم از آنان که معتقد هستند از دیگر حوزه‌ها مانند صنایع بایستی استفاده کرد این کار را انجام دهند و در انتها درخواست کردم افرادی که فکر می کنند از ترکیب هر دو گروه باید استفاده کرد دست خود را بالا بگیرند.

درنتیجه متوجه شدم اتفاق نظری در مورد جایگاه و شغل های BPM وجود ندارد در این راستا تصمیم گرفتم کمی در خصوص شغل هایی که در این حوزه وجود دارد توضیحات بیشتری بدهم.

به صورت کلی در حوزه مدیریت فرآیندهای کسب و کار بیش از ۱۱۰ شغل تعریف شده است.

شغل های BPM زیر، نقش پر رنگ تری دارند که سعی کردم در خصوص این جایگاه‌های شغلی توضیح بیشتری دهم.

  • تحلیل‌گر فرآیند
  • مهندس فرآیند
  • معمار فرآیند
  • مدیر فرآیند
  • مشاور فرآیند
  • مالک فرآیند
  • تحلیل‌گر کسب‌وکار
  • تحلیل‌گر سیستم‌های کسب‌وکار
  • مدیر یا سرپرست بهبود عملکرد کسب‌وکار
  • مدیر یا سرپرست نوآوری فرآیندها
  • افسر فرآیند

تحلیل‌گر فرآیند

به صورت خلاصه وظیفه اصلی تحلیل گر فرآیند شناسایی مشکلات، فرصت ها یا خواسته هایی است که در حوزه کسب و کار وجود دارد، ارزیابی راهکارهای ممکن و ارائه طرح کلان با راهکاری مناسب، استخراج و ارائه دقیق نیازمندی های ذینفعان و به کمک آن، هدایت و نظارت فنی بر پروژه یا پروژه هایی که قرار است راهکار را محقق کند به عهده او است. حال بنا به اینکه تحلیل گر در چه حوزه کسب و کاری فعالیت می کند، باید تخصص مرتبط با آن حوزه را نیز داشته باشد.

در یک نگاه کلی

تحلیل گر فرآیند مسئول به نتیجه رسیدن محصولی است که پروژه برای آن تعریف شده است.

مهندس فرآیند

مهندسین فرآیند مسئول طراحی، اجرا، کنترل و بهینه سازی فرایندهای صنعتی، به ویژه در محصولات شیمیایی، پتروشیمی، کشاورزی، پردازش مواد معدنی، صنایع پیشرفته، مواد غذایی، دارویی و بیوتکنولوژی هستند.

مهندسین فرایند در جریان فرایند یا تولید مستمر کار قرار دارند. فرموله یا دستورالعمل مواد تشکیل دهنده را می دهند و با استفاده از واکنش شیمیایی، گرما، سرما، تخمیر و غیره را ترکیب می کنند و یا به صورت یک محصول نهایی که معمولا مایع، پودر، گاز یا جامد است کار را به نتیجه می رسانند.

در یک کارخانه تولیدی ، مهندس فرآیند به طور معمول می تواند لوله ها، پمپ ها، مخازن، دریچه های جریان، دریچه های بخار، دماسنج ها، دیگهای بخار، کشتی ها، مخازن راکتور، کوره ها، ستون های تقطیر، مبدل های حرارتی، دیگ بخار، لوله های بخار، اتوکلاو ها، روشن کننده ها، ، خشک کن های ذوب شده، کنترل کننده های منطقی برنامه (PLC ها) PID (پروتکل انتگرال مشتق) کنترل کننده ها، تسمه های نقاله و غیره را کنترل و مدیریت نماید.

معمار فرآیند

معمار فرآیند در واقع طراح فرآیند است و وظیفه دارد به گونه ای فرآیندهای کاری را تدوین نمایید که در راستای استراتژی و اهداف سازمان باشد.در این کار معمولا وظایف افراد، چارت سازمانی، ساختار نظارتی و چارچوب های رسیدن به اهداف را تعریف می کند.

معمار فرآیند

کسی است که ساختار منابع انسانی سازمان را بر اساس روال طراحی شده در فرآیند به گونه ای چیدمان می کند که به استراتژی سازمان منجر شود.

مدیر فرآیند

به طور کلی یک مدیر فرآیند ارزیابی، طراحی، اجرا، اندازه گیری، نظارت و کنترل فرآیندهای کسب و کار را به عهده دارد. آن ها کنترل می کنند تا یک فرآیند به نتیجه مطلوب برسد و موانعی که سبب می شود فرآیند به سمت نقاط بحرانی برود را شناسایی و کنترل می کنند.

یک مدیر فرآیند

در واقع تسهیل کنند اجرای یک فرآیند است

مشاور فرآیند

یک مشاور فرایند کسب و کار یک مشاور خارجی است که به تحقیقات و تجزیه و تحلیل فرایندها و سیستم های کسب و کار کمک می کند تا کسب و کار اجرا شود. هنگامی که فرآیند اجرا شده باشد، او توصیه هایی را برای بهبود این فرایندها و فعالیت ها با توجه به بهبود بهره وری کلی ارائه خواهد کرد. مشاور همچنین ممکن است در طراحی و شبیه سازی ها برای تست بهبود فرایندهای پیشنهادی شرکت کند. یک مشاور فرایند کسب و کار به طور کلی به مدیریت ارشد گزارش می دهد.

مالک فرآیند

مالک فرایند مسئولیت مدیریت و نظارت بر اهداف و عملکرد یک فرایند از طریق شاخص های عملکرد کلیدی (KPI) را عهده دار است. صاحب پروسه صاحب اختیار است که تغییرات لازم را برای دستیابی به اهداف فرآیند ایجاد کند.

تحلیل‌گر کسب‌ و کار

تحلیلگر کسب و کار مسئول تجزیه و تحلیل، تعدیل و بازسازی ابعاد مختلف کسب و کار می باشد. کسب اطمینان از خروجی بالا و راندمان مناسب کسب و کار از وظایف تحلیل گر کسب و کار است. بررسی و تحلیل خرجی کار افرادی که در هر سطح از فرآیند فعالیت دارند به عهده او می باشد

وظایف تحلیلگر سیستم های کسب و کار

  • راه حل مشکلات نرم افزار / سخت افزار کسب و کار را تعیین نماید.
  • تجزیه و تحلیل فرآیندهای کسب و کار و نوشتن مشخصات پردازش سیستم را انجام دهد.
  • شناسایی نیاز مشتریان و تعیین راهکارهای فن آوری اطلاعات جهت رفع نیاز مشتریان.

مدیر یا سرپرست بهبود عملکرد کسب‌ وکار

مدیران فرایند بهبود موقعیت یک مدیر اجرایی را دارند که در آن همه بخش های بهبود فرایند را در یک شرکت نظارت می کنند. به طور معمول، شرکت هایی که دارای بخش های متعدد هستند که باید با هم کار کنند، کارکنان بهبود فرایند را برای کمک به کارآیی عملیات استخدام خواهند کرد. این مدیران تلاش های گروه ها را هدایت می کنند، زمینه هایی را که نیاز به توجه دارد، تجزیه و تحلیل می کنند و نتایج عملکرد آنها را با مطالعه داده ها ، گزارش ها و تغییرات، تجزیه و تحلیل می کنند.

مدیر یا سرپرست نوآوری فرآیندها

سرپرست نوآوری
مدیر یا سرپرست نوآوری

نوآوری در فرآیند یک روش جدید یا به طور قابل توجهی بهبود یافته برای انجام کارها در یک کسب و کار است که به طور معمول سطوح تولید را افزایش و هزینه ها را کاهش می دهد. نوآوری در فرآیند ممکن است به شکل فرایندها یا تکنیک های جدید، تجهیزات جدید یا نرم افزار باشد.

وظیفه مدیر یا سرپرست نوآوری

کشف و ارائه راهکارهای نوین جهت افزایش بهره‌وری در سازمان می باشد.

افسر فرآیند

افسر فرآیند (CPO) یک مدیر اجرایی است که مسئول مدیریت فرآیندهای کسب و کار در بالاترین سطح یک سازمان است. ایشان معمولا به طور مستقیم به مدیرعامل یا هیئت مدیره گزارش می دهد.

از وظایف او:

  • نظارت بر فعالیت های فرآیند کسب و کار
  • مسئول تعیین قوانین، سیاست ها و اهداف یک سازمان
  • ایجاد دستورالعمل ها برای اطمینان از اینکه اهداف اصلی به دنبال استراتژی شرکت
  • ایجاد مکانیزم های کنترلی فرآیند
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *